سينما توگراف
در اين رمضان چهار دستگاه « سينما توگراف » در طهران داير است . الحق خيلى تماشا دارد و صنعت بزرگى است . از سابق كه ديده بودم كاملتر شده . شبها تا صبح مردم دستهدسته مىروند .
فرمانفرما
خبر تازه ورود شاهزاده فرمانفرماست . حضرت معظم له بعد از آنكه از اقامت آذربايجان خسته شد خوش خوشك رو به طهران آمد تا به قزوين رسيد . بعد از چند شب اقامت شيخ الاسلام قزوين ( نخود هر آش ) را طهران فرستاد كه اجازهء آمدن خودش را بخواهد . غروب پريروز شيخ الاسلام وارد شد ، صبح آن فرمانفرما . سپهسالار در چادرش خواب بود چشم خود را كه باز كرد ديد فرمانفرما پايش را مالش مىدهد . تمام مردم چشم به راه هستند تا در ظرف چهار پنج روز چه انقلاب و تغيير و تبديلى روى بدهد . زيرا فرمانفرما دقيقهاى آرام نخواهد نشست و انتظار تغيير كلى را بايد داشت !
خلوتى مساجد
هوا اندكى سرد شده اما از باران خبرى نيست . گرد و خاك چشم خورشيد را تيره و تار مىكند . بازارها و مسجد شاه جمعيت زياد است . اما خيابانها از شدت خاك خبرى نيست .
مساجد كلية براى وعظ و نماز خلوت است . حرفهاى تازهء اين دو سال مواعظ قديم را سرد و خنك كرده . همين مسجد شاه بود كه سال گذشته براى وعظ آقا سيد جمال سوزن به زمين نمىرسيد . امسال براى وعظ سيد عبد الحسين اصفهانى صد يك آن جمع نمىشوند .
سيد جمال - تقىزاده
اينكه نوشته شد سيد جمال در همدان سكته كرد دروغ بود . آقاى مظفر الملك چون مىگويند ازلى است از رفيق خود شفاعت كرده بود . شاه تلگراف فرمودند كه سيد را بروجرد نزد امير افخم حسام الملك روانه كند و اگر تعلل نمايد خودش را به جاى سيد شكم پاره مىكنند . لاعلاج سيد را بروجرد گسيل مىكنند . امير افخم در بروجرد سيد را علنا طناب مىاندازد و از زحمت زندگى خلاص مىشود . سيد جمال خبط كرد . اگر او هم به سفارت انگليس رفته بود حالا فرنگستان مشغول تعيش بود . زيرا نسبت به شاه و مردم بالاتر از تقىزاده چيزى نگفته بود . شبى كه در تابوت بيرونش بردند مىبايست قتل خود را محقق بداند .