تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2177

مساهمون:

ص٢١٧٧
ياغى است چرا قونسول آلمان آن حركت را كرد . چون آلمان نفوذى آنجا ندارد و تنها واقع شده البته حضرات پيش خواهند برد . اين عهد با ايام سابق خيلى فرق دارد . سلطنت موروث و قانونى شده . حتى المقدور به ظاهر نمىگذارند حق ديگرى غصب شود ، مگر پاى خودشان داخل باشد . آن‌وقت مثل هندوستان و ماداگاسكار و آنام و ساير جاها قانونى در كار نيست و سلطنت ارث كسى نمىشود .

سفر مكهء فخر الملك

سه‌شنبه 25 - عروسى به هم خورد . بى جا و بىجهت مبلغى به مردم ضرر زدند . امروز صبح بسيار زود جناب فخر الملك به سمت مشهد مقدس روانه شد كه از آنجا از راه تركستان به ارپ و ازوينه و اسلامبول به سمت مكهء معظمه بروند . همشيره شاهزاده والى با عز الممالك و عليقلى خان « 1 » برادرش ده ساله ، يك كلفت زهرا سلطان ، حاجى سيد محمد و يك آشپز همراه بردند . خداوند نصيب همه بكند . بسيار خوب سفرى رفتند . عز الممالك لذتى مىبرد . تا عصر را با همشيره‌ها خانهء فخر الملك مانديم . هوا هنوز گرم است باران هيچ نمىآيد پول هيچ پيدا نمىشود . اين كسادى غله پدر رعاياى ايران را درآورده ، امسال هم آن‌طور باشد پاك فقير شده از دست در مىروند .

گرانى و قيمتها

نداشتن راه اسباب اين همه ضرر مىشود . سالها بود به اين ارزانى كسى خاطر نداشت . اما در مقابل اين ارزانى غله همه چيز گران است . ايامى كه غله رو به گرانى گذاشت مزدها ، كرايه‌ها ساير ارزاق به آن جهت گران شد . اما حالا پائين نمىآيد خصوصا كرايه . هيچ‌كس هم جويا نمىشود و دربند نيست . بنا همان پنج هزار است . عمله سه هزار ، زغال ، روغن و برنج به همان گرانى .

شرفيابى

شنبه 29 شعبان - شاهزاده ملك‌آرا از خرقان تشريف آوردند . صبح را به اتفاق معظم له باغ شاه رفتيم . مدتى در چادر صدراعظم نشستيم تا شاه بيرون تشريف آوردند . شرفياب شديم . عريضه‌اى حضرت و الا در باب مقررى پارساله و امساله عرض كرده بودند تقديم كردم . ملاحظه فرمودند جوابى به خودم كه ندادند . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) - دكتر عليقلى اردلان كه بعدها سفير و وزير خارجه و وزير دربار شد . ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2177 | قهرمان ميرزا عين السلطنه