تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2150

مساهمون:

ص٢١٥٠
محكم شده ) قدارهء براقى بسته بود . سردارى سفيد با علامت يقه و سردوشى پوشيده بود . بعضى از صاحب‌منصبان اردو هم كه در باغ آمدند شمشير بسته بودند . هنوز صاحب‌منصبان ايران فرم مخصوص ندارند و مقيد به لباس نظام نمىباشند . مگر اين سپهسالار كارى كند . اگرچه از سى سال قبل « كر » صاحب‌منصبان اطريشى لباس نظام و قوانين نظام را جارى و معين كردند ليكن بعد از رفتن آنها مثل همهء كارها كم‌كم به همان اسم قناعت شد و از ميان رفت . مثل آنكه از عهد عباس ميرزا مرحوم قوانين نظام جارى و موقوف شد . واقعا اين سپهسالار روئين تن بود . از جلوى اين همه فحش و ناسزا ، تهديد ، تبعيد ، فشار ملى ، احساسات ملى در نرفت و حقيقة به شاه خدمت كرد . اگر مملكت مقننه شود و نظامى قانونا بگيرد بايد دعا به وجودش كرد . مثل آنكه در ايام مشروطه به علاء الدوله و عين الدوله بعد از فحشها باز دعا مىكردند كه استبداد آن دو نفر باعث جنبش ملت شد . امير جنگ در محاوره مؤدب نيست و محضرش آبروئى ندارد ، مگر من‌بعد ترك كند . چادرى هم براى تلگرافخانه زده بودند . چراغ برق هم يوسف تندتند مىكشيد . معلوم شد شاه جاى ديگر نخواهد رفت .

در حضور شاه

حضور مبارك ، جناب شيخ فضل الله و حاجى آخوند رستم‌آبادى و شيخ آملى بودند . از آمدن حاجى آخوند هم تعجب داشتند ، زيرا اهل اين كارها نيست . زاهد عابد وارسته‌اى است . بعد هم نقيب السادات [ و ] پسرش و جمعى ديگر آمدند . ما پشت تجير كنار نهر آب نشسته بوديم .

مؤيد السلطنه

مؤيد السلطنه وارد شد . پاكتى مملو كاغذ در دستش آمد نزد مرغابيهاى ديگر نشست . دو روز است مقصرين را استنطاق مىكنند . از تمام وزارت‌خانه‌ها و از تجار شهر و علماء هم هستند . روى هم قريب سى نفر مىشوند . شاهزاده مؤيد السلطنه از طرف قبلهء عالم آنجاست كه تعدى به كسى نشود . ديروز دو نفر و پريروز دو نفر را استنطاق كرده‌اند . شيخ ابراهيم طالقانى بىتقصير [ بود ] پريروز مرخص شد . بيست تومان هم شاه انعام داده بودند . ديروز پسر ملك المتكلمين را مرخص كردند . معتمد الدوله گفت جعبهء كاغذ ملك را خوب بود مىگرفتند . مؤيد السلطنه با بىاعتنائى جواب داد ديگر نمىشود به خانهء او جبرا داخل شد و جعبه را ضبط كرد . من گفتم داخل شدن به خانهء او لازم نبود . به مادر