امين الضرب
مؤدب السلطنه مىگفت امين ضرب را آقا « 1 » توسط كرد ليكن يك شاهى شاه نگرفت .
فرموده بودند من در اين موقع كه براى خدا و محض راحتى خلق كار مىكنم پول از كسى نخواهم گرفت . اما او حسابى دارد كه بعد بايد بدهد . معلوم شد آن شهرتها تمام دروغ بود . قول مؤدب السلطنه اينجا سنديت دارد . در دربخانه هم از جمعى شنيده بودم اما باور نمىكردم .
اخبار ديگر
غروب از آنجا اميريه خدمت آقا رفتيم اندرون تشريف داشت . فورا بيرون آمد خيلى اظهار التفات كرد . چاى ، سيگارد تعارف كرد . از سيگارد قوطى خودش التفات كرد . در باب هبهنامچه عرض كرديم ، قسم خورد همراهى دارد و اين چند روز به شاه عرض خواهد كرد . پسر كوچك نقيب كه مىگفتند چشم مردكه را در ميدان توپخانه درآورده امروز در اميريه ديده شد . اين مدت را مخفى بود . شيخ على اكبر رئيس دربخانه و كار چاقكن جناب شيخ فضل الله هم آفتابى شده خدمت آقا آمده بود . حالا نوبهء حضرات است .
نيم ساعت از شب رفته منزل آمدم . هوا به شدت گرم است . متصل آدم عرق مىكند .
شهر امن است . صداى يك دانه ترقه شب نمىآيد ، چه رسد به صداى طپانچه و تفنگ .
ديروز هم اعلانى از طرف حكومت شده بود كه مساجد و روضهخوانى آزاد است و اجتماع در آن دو نقطه ممنوع نيست . . .
پنجشنبه دهم جمادى الثانيه - هوا به شدت گرم شده . عمارت شمران هم خراب است مشكل بروم . حاجى افخم الدوله هم اين دو سه روزه الموت مىرود . متجاوز از پنجاه هزار تومان در اين دوره مشروطيت به حضرت و الا ضرر وارد آمده است . حرف در اين است جز معدودى به كوچك و بزرگ ، وضيع و شريف ، غنى و فقير ضرر و خسارت وارد آمده . آنها هم كه چيزى بردند طورهاى ديگر حاليه داده و مىدهند .
امير جنگ ( سپهسالار )
هر دو كالسكه را حضرت و الا شمران نگاه داشته بود و همه روزه مرقوم مىداشتند درب خانه برويد . درشكهها هم خراب است و تعمير لازم دارد . به زور يك كالسكه را شهر آورديم . سوار شده دربخانه رفتيم . امير جنگ ( سپهسالار اعظم خيلى سفت و
هامش
( 1 ) - آقا - كامران ميرزا نايب السلطنه .