تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2153

مساهمون:

ص٢١٥٣
انداختند . شيخ هميشه سجع و قافيه مىگويد . وارد چادر نزد سيد عبد الله كه مىشود مىگويد « انجير را تو خوردى زنجير را به گردن من گذاردند » . بعد چاى مىآورند آقا سيد عبد الله نمىخورد . باز شيخ مىگويد « آقا شما از من افقه بوديد اما حالا اسفهى . اگر ما را بخواهند بكشند همه قسم قدرت دارند . چاى را بخور كه مسموم نيست . » شهر كه آمد مىگفت چندين مرتبه دستگير شده بودم اما مثل اين دفعه پوستم را دباغى نكرده بودند . گفته بودند چطور ؟ جواب داده بود از پشت ميدان مشق قزاقها مشغول خدمت شدند تا باغ شاه . آن‌وقت هم آن قاجاريهء بىانصاف . ديگر از صحبتهاى شيخ چيزى نشنيده‌ام ، چه شعر و قافيه‌هاى تازه گفته است .

مشروطه گرفتن آسان نيست

روزنامه‌جات فرنگستان رسيد در « پتى پاريزين » « 1 » كه براى آقاى عماد السلطنه مىآورند شرح اين واقعه را خيلى اغراق نوشته بود . اگرچه در نمرات بعد تكذيب كرده بود . در آخر واقعات نوشته بود در روزنامه‌جات ايران هميشه مندرج بود ، مشروطه را در نهايت سهولت و آرامى گرفتيم . حالا خوب است به آنها گفت ملاحظه كرديد مشروطه گرفتن آسان نيست . مشروطه شدن و مشروطه گرفتن هزار چيز لازم دارد و به اين آسانى و سهولت نيست كه شما تصور كرديد .

روس و انگليس

از بس واقعات مملكت خود ما زياد است به كلى اخبار خارجه ترك مىشود . يكى از اخبارات عمده ملاقات پادشاه انگليس است از امپراطور روس و اين اول ملاقاتى است و اول دفعه‌اى است كه پادشاه انگليس به روسيه رفته . اين پذيرائى در شهر روال در ميان كشتى واقع شد و هيچ در خشكى پياده نشدند . باعث اين ملاقات هم دولت فرانسه شد . فعلا ما بين اين سه دولت عقد اتحادى بسته شده كه تفصيل آن بسيار است و من وقت ندارم . هوا بقدرى گرم است كه اندازه ندارد عرق متصل جارى است . سه‌شنبه 14 - حاجى افخم الدوله صبح زود به سمت شمران و شب از آنجا طرف الموت حركت خواهد كرد . مستشار الممالك ترسو را هم براى رسيدگى محاسبه همراه بردند . من باز دچار تنهائى شدم . ناچار خبير همايون را گفتم از صبح بيايد ، محمد حسين ميرزا هم عصرها .
هامش
( 1 ) -Petit Parisien
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2153 | قهرمان ميرزا عين السلطنه