كردهاند . اين كتاب قيمت ندارد . شاه بيست هزار تومان به ملكه انعام مرحمت فرمود و مرخص شد مازندران برود . خانهاش را هم تعمير كردند . ده هزار تومان هم عضد السلطنه گرفت . با اين بىپولى اين مخارج هم پيدا شده .
مستوفى الممالك متصل از وزارت جنگ استعفا مىكند . مىگويند امير جنگ سپهسالار مىشود . صنيع الدوله را هرقدر شاه اصرار و ابرام كرد قبول كار نكرد .
مخبر السلطنه هم به سمت فرنگستان رفته .
جنگ تبريز
آنچه به تواتر شنيدم جنگ تبريز خيلى مفصل بوده . اعيان شهر هم دو تيره شده ، هر دو سمت هم داراى توپ بودند . هفت شبانهروز نزاع كردهاند . آخر الامر رحيم خان كه اردبيل رفته بود به كمك مير هاشم مىرسد و فتح مىكنند . شيخ سليم هم گفتند كشته شده . علماء همه طرف مير هاشم بودند . از چهار هزار نفر تا دوازده هزار نفر عدهء تلفات طرفين را مىگويند . گويا همان چهار تا باشد . تبريزيها خوب تنبيه شدند . تمام هرزگى زير سر آنها بود . اول پيش قدم مشروطيت آنها بودند . آخر هم آنها خراب كردند .
انجمن آذربايجان
آن روز اگر اقدام از طرف « انجمن آذربايجان » نشده بود بمب و شليك به سمت قزاق نمىكردند اولا مجلس برهم نمىخورد ، ثانيا قزاق كه حكم زدن نداشت . چه بسا اگر حكم هم مىشد نمىزد . خونى نشده و جنگ نمىكردند . بىجهت اقدام به شليك و انداختن بمب كردند . من خودم از چند نفر قزاق در ميان خيابان سؤالات كردم همهء آنها گفتند ما هرگز به سمت آنها شليك نمىكرديم . اما بىانصافها از چهار پنج طرف به سمت ما تفنگ خالى كردند و چندين نفر كشتند ، چاره جز دفاع و زدن نداشتيم . از « انجمن آذربايجان » دوازده گارى تفنگ و فشنگ حمل كردند ، سواى تفنگهائى كه بردند و آنچه در حوض و مبال ريخته بودند .
محمد صالح خان وزير اكرم هفت هشت نفر آن روز آدم كشته و تاكنون مخفى است .
عين السلطنه را مىگويند كشته شده ليكن مخفى كردهاند ، يعنى بانوى عظمى و خودهاشان « 1 » . امجد الملك پسر معتضد السلطنه هم به چنگ نيامده . شاه جانش را بخشيده ليكن چوب بايد بخورد .
هامش
( 1 ) - عين السلطنه سفارت روس متحصن بود از آنجا فرنگستان رفت . محمد صالح خان عفو شد در طهران سگ مىزند . امجد الملك تاكنون مخفى است و دستگير نشده ( يادداشت مؤلف در حاشيه ) .