چنانچه به سمت قشون دولت شليك كردند . ما هم ناچار گوشمالى داديم . انشاء الله حكام صحيح با قوانين مضبوط به زودى روانه خواهد شد .
وضع محبوسين
من كنار جوى با احتشام الدوله نشسته بودم . پسر كوچك آقا سيد محمد با يكى از اقوامش ( بنى اعمام ) كه كفش و عبا نداشت آمدند اين چادر . سيگارد دست آن بىعبا و كفش بود . من هم سيگار مىكشيدم . اما شرم داشت از من . كسى كه ديروز صد تومان مىخواست حكما مىبايست نقد بدهم امروز خواهش گوگردى و آتش سيگار مىكند .
من فورا ملتفت شده و قوطى كبريت را بيرون آورده گوگردى آتش زده تقديم آقازاده كردم . ايشان هم با نهايت ادب گرفتند . بعد هر دو در اين چادر بواسطهء آنكه نزد آقا سيد عبد الله سيگار نمىكشيدند نشستند . من سيگارد قوطى خود را با قوطى كبريت تقديم كردم . آقازاده گفت ما شهر مىرويم مرحمت شما زياد . اما كفش ندارم . من ديگر خجالت كشيدم جويا شوم كفش ايشان چه شد . كفش هم نداشتم تقديم كنم . آنوقت دو پسر آقا سيد عبد الله آمدند ، زير شلوار و پيراهن حشمت الدوله را پوشيده بودند . يكى عمامه داشت عبا نداشت ، ديگرى عبا داشت عمامه نداشت .
ناصر السلطنه بود حاجب الدوله هم آمد . خواهش كرد چند دست رختخواب براى حضرات ناصر السلطنه بدهد ، چون خانهء ناصر السلطنه نزديك باغ شاه است . او هم داد .
آقازادهها صحبت كردند كه همه اين كارها زير سر آن مفسدين شد . به ما چه مىكنند .
جواب دادند شما كه آزاد هستيد . گفتند به آقا . گفتيم هيچ معزز و محترم [ اند . ] اما چرا امروز صبح زود با آنكه مسبوق از كارها بودند مجلس رفتند . آنوقت هم مردم را متفرق نكردند . جواب دادند ما نبوديم مستشار الدوله را كشتند ، ملك را چه كردند ، سيد جمال و تقىزاده چه شدند . گفتيم مستشار الدوله زنجير است ، آنها را نمىدانيم .
حشمت الدوله و امتحان چاى
حشمت الدوله گفت سواى كتكها كه خوردهام كه تمام استخوانهايم خرد شده از بس چائى خوردهام مردم . پرسيدم چرا . گفت هر فنجان چاى كه براى آقايان مىآورند براى اينكه مبادا خيالى كنند اول نصف آن را مىخورم و تقريبا پنجاه فنجان چاى شده . آن وقت حرف از سيد جمال به ميان آمد . ناصر السلطنه گفت خودم چند روز قبل پانصد تومان از طرف شاه بردم دادم كه آنقدر فساد نكند . من گفتم ديروز همين ساعت شيخ الرئيس صد هزار تا ناسزا مىگفت . آقازادهگان گفتند از امين ضرب پول گرفته بود .
خبر دادند مشهدى باقر وكيل بقالها را با حمزه آجودان را در قزاقخانه بواسطه آنكه ديده