مدير انجمن غيرت
در اين بين قزاق چندى نمايان شده . در بزرگ سمت عمارت را باز كردند . مقصرى را وارد كردند گفتند مدير « انجمن غيرت » است . اين عمارت پر از محبوس است و تا باغ بزرگ صد قدم فاصله دارد و آنجا نردهء چوبى كشيدهاند . اين اشخاص از روى ثبت و سياهه گرفته مىشوند . اما بعضى را هم استنطاق كرده اگر رفقاى خود را بگويند دستگير مىكنند . اما به هيچوجه معلوم نيست به آنها صدمه بزنند ، مگر آن دو نفر را كه صبح از زحمت نطق و تحرير روزنامه نجات دادند . هنوز آن چند نفر كه ديروز نوشتيم گرفتار نشدهاند و خيلى دلنگران هستند كه چرا پيدا نمىشوند . علما اصرار براى بردن سيدين سندين كرده بودند ، لهذا شاه از چادر بيرون آمده صراحة پيغام داد كه مرخص نمىكنم .
ناچار آنها هم اطاعت كرده باطنا هم خيلى خوشحال بودند بلكه تقديمى هم مىدادند . . . « 1 »
غارت مجلس
از آنجا به شهر آمديم . دكاكين همه باز بود . اين مردم سستعنصر كه ديروز جان و مال و خون خود را فداى مشروطه مىكردند هيچ تغييرى در حالشان نبود ، بلكه ساحت مقدس دار الشوراى ملى را غارت كرده به چوب خشك و درخت تر آن ابقا نكردند و چيزى براى آن ساحت قدس مقدس باقى نگذاشتند . اگر يك قاليچه سرباز برد ده قالى دوازده ذرعى مشروطهطلبان و ملت غيور آورد [ ند ] . هى گفتند ملت پى به حقوق خود برده ، هى گفتند ملت بيدار شده ، همه دروغ ، همه تزوير ، همه خدعه . اين بود بيدارى و علم و آگاهى آنها كه هرچه يقه پاره كرديم دستگير آن لامذهبها نشد كه نشد .
خانهء ظهير الدوله
ديروز و ديشب خواب و خوراك نكرده بودم . امروز شكمى از عزا درآورده خواستم خواب خوبى هم كرده باشم يك چرت زدم . ساعت پنج به غروب مانده بود صداى توپ آمد ، پشت سر آن يكى ديگر . مختصر شش توپ خالى شد . هراسان برخاسته هرچه پرسيديم معلوم نشد . تا مشهدى اكبر آمد گفت خانهء ظهير الدوله را توپ بستهاند . خندهء زيادى به حرف اكبر كرده هرچه خواست ثابت كند ما گوش نداديم ، بلكه آخر فحش هم داديم . بيچاره از اطاق بيرون رفت .
صبح وعده داده بوديم كه خانهء عميد الدوله برويم براى آنكه ديروز به ايشان هم خيلى صدمه رسيده بود . گلوله توپى آنجا تركيده بود . زن و بچهاش خيلى ترسيده بودند .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .