سفرا صحت دارد . سه كرور پول گرفتهاند .
اسامى مفسدين
آنچه از مفسدين معلوم و محقق است كه اسم آنها را همه مىدانند از اين قرار است :
ملك المتكلمين - آقا سيد جمال - مديرين صور اسرافيل كه ميرزا جهانگير و ميرزا قاسم خان باشد - مدير مساوات سيد محمد رضا و سيد عبد الرحيم خلخالى - سيد حسين مدير كتابخانه و روزنامهء شرافت ( اگرچه خود او هيچ سواد ندارد . روزنامه را ديگرى مىنوشت اما به اسم او طبع شده . اين روزنامهء شرافت به زبان « مشهديها » چاپ مىشد . خدا مىداند بقدرى وقيح و مفتضح و نامربوط و مزخرف بود كه حد و حصر نداشت . آدم از قرائت آن خجلت مىكشيد و متألم مىشد ) - بهاء الواعظين - فخر الاسلام يهودى كه بعد از اسلام [ آوردن ] بابى شد - امجد الملك و ظهير السلطان و ميرزا داود عضو انجمن برادران - يحيى ميرزا و سليمان ميرزا عضو انجمن و مدير روزنامهء حقوق . احتمال مىدهند دستگير شوند ليكن به قدر آن چند نفر اهميت ندارند .
جمعى ديگر از طلاب و فكليهاى ديگر هم در ميان هستند كه من بواسطهء آنكه با آنها و آن انجمنها حشرى و رابطه ندارم اسمشان را نمىدانم .
بعد از گرفتن اينها اگر قوه و قدرتى داشته باشند اول آقاى آقا سيد عبد الله و بعد چند نفر از وكلا مثل تقىزاده ، مستشار الدوله ، احسن الدوله ، سيد حسين ، حاجى امين ضرب ، وثوق الدوله خواهند بود .
سيد جمال و ملك المتكلمين
مىگويند شاه سياههء مفصلى دارد كه اسامى همه را نوشته است . يك روز براى گرفتارى ملك و سيد جمال رفتهاند هر دو را توى زغالدان مخفى كرده و خاك زغال بسيارى روى آنها ريخته بودند . معتضد ديوان همهجا را گشته و به چنگ نياورده است .
فعلا مىگويند خانهء آقا سيد عبد الله مخفى شدهاند .
ملك و سيد جمال هركدام صاحب پنجاه شصت هزار تومان مكنت در ظرف اين دو ساله شدهاند . چند روز قبل حاجىآباد زير حضرت عبد العظيم را ملك خريد . در اصفهان هر دو علاقهء ملكى به هم زدهاند . حرف در اين است تمام ملت فهميدهاند و خود مردم اگر آنها را در كوچه يا بازار رؤيت كنند خواهند كشت .
از « انجمن مجاهدين طهران » چندين نفر دنبال مدير مساوات افتادهاند كه هرجا پيدا كنند گرفته تسليم شاه كنند . مىگويند اگر اينها آنقدر به شاه فحش نمىدادند و اذيت نمىكردند لج نمىكرد و از ما برى نمىشد . ما شاه لازم داريم . اين مفسدين قلب شاه را