تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2103

مساهمون:

ص٢١٠٣

سردار منصور

اين سردار منصور چندان شأنى ندارد كه در رديف آن دو باشد . فقط خانهء او را بواسطهء سليقه و مكنتى كه دارد حضرات مسكن دائمى خود قرار داده‌اند . تلگرافات جعلى هم در اين مدت منتشر مىكرد و اخبار دروغ از طهران به ولايات بسيار مىداد .

راه نظم

فعلا مملكت ايران از روزى كه نادر طلوع و خروج كرد به مراتب مغشوش‌تر است . محمد على شاه بايد اين مملكت را مجددا فتح كند و مالك شود . دقيقى مىگويد .
به دو چيز گيرند مر مملكت را * يكى زعفرانى يكى پرنيانى يكى زرنام ملك برنبشته * دگر آهن آبداده يمانى كرا پويهء وصلت ملك خيزد * يكى جنبشى بايدش آسمانى كه ملكت شكارى است كاو را نگيرد * عقاب پرنده نه شير ژيانى
امروز با اين همسايگان قوى و اين محب تازه‌نفس ايران ( آلمان ) ، با اين اغتشاش داخلى نظم‌دادن و امن‌نمودن كار حضرت فيل است و حكم سيمرغ و كيميا را دارد .

بستن دكانها

پنجشنبه 18 - دكاكين راسته بازار و كاروانسراهاى جنب آن بسته است . گويا شاه هم از صرافت باز كردن افتاده [ و تصور مىكند ] خودشان خسته مىشوند . ديگر وقعى هم براى بستن دكاكين نمانده ، مثل همه كارها بىمزه شده . گفتند روز شنبه باز خواهند كرد .

عريضهء مجلس

وكلا با عريضهء مجلس شرفياب شدند . خواسته بودند خودشان عريضه را قرائت كنند شاه فرموده بودند خودم ملاحظه مىكنم . شفاها فرموده بودند من نقض قانون نمىكنم بلكه عاشق اين اساس هستم . اما مفسد را بايد گرفت و مجازات داد و مملكت هم كه از دست رفته بايد نظم داد . وكلا مراجعت مىكنند . اگرچه جواب خود را شنيده‌اند اما باز در مجلس انتظار جواب كتبى را مىكشتد . تا امروز كه نرسيده بوده است .

قرض گرفتن شاه

فوج تهران و سوار مهديه [ را ] كه اولى با امير اعظم و دومى با جلال الدوله بود به مصطفى خان امير معظم دادند . او هم فوج را به بهاء الدوله داده است . براى اردو فوج و سوار را احضار كرده‌اند . متصل هم فوج و سوار وارد مىشود . قرض شاه و آن مجلس
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2103 | قهرمان ميرزا عين السلطنه