تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2102

مساهمون:

ص٢١٠٢
باب نظم ايران و اينكه شورش عمومى شده است مىشود . چنانچه مكرر خوانده و شنيده‌ايم تمام مىگويند بايد از شاه نظم مملكت و امنيت تبعه را خواست و الا روس و انگليس قشون آورده منظم كنند . سفير روس سند كتبى به مهر و امضاء همه دريافت مىكند . حالا محض خاطر شاه باشد يا مقصود ديگرى ، اما سلب امنيت عمومى شده يا نه ، كار نداريم . پس از آن به شاه اعلان مىشود كه بايد مملكت را نظم بدهى و به اعتبار شخصى يك كرور يا سه كرور تومان پول ايران بانك روس قرض مىدهد و شاه جدا براى امنيت و نظم ايستاده سوار و سرباز هم متصل جمع مىشود . پياده دو هزار ، سوار چهار هزار يوميه پول نقد در اردو مىدهند . توپ و قورخانه هرقدر لازم بوده بيرون برده‌اند . رئيس اردو هم امير جنگ است .

تفنگ در مفرش

ظهر هم جار زدند هركس فردا دكان خود را باز نكند آن دكان چاپيده مىشود . قزاق هم متصل در شهر گردش مىكند . تفنگ و طپانچهء بسيارى هم ضبط شده است . مخصوصا امروز صبح دو مفرش مملو تفنگ به سمت مجلس مىبردند . قاطر سكندرى خورده بار به زمين مىافتد سر تفنگها بيرون مىآيد . فورا قزاقهاى ميدان توپخانه تمام را ضبط مىكنند .

تلگراف جعلى

جمعيت در مجلس و اطراف آن جمع نمىشود . در انجمنها هستند . از مجلس عريضه به شاه نوشته شده كه حافظ قانون شما هستيد . چند ماده از قانون اساسى برهم خورده ، يا شاه كه حافظ و نگاهبان قانون است اقدام فعلى فورى بكند يا ما هم كناره گرفته با ملت و ساير شهرها هم‌ناله مىشويم . صبح بنا بود بروند موقوف شد . عصر هم شاه فرموده بودند پايم درد مىكند . اما گفتند شاه جوابهاى صحيح حاضر كرده كه اسباب خجالت آنها خواهد شد . بقدرى تلگراف جعلى يا حقيقى از ولايات نقل مىكنند كه سر آدم دوار مىآورد و گيج مىشود . جلال الدوله و آن دو نفر را از راه سرخه حصار و بومهند به فيروزكوه برده‌اند . گويا جلال الدوله و سردار منصور ناخوش شده‌اند حكم توقف شده . نوكر و اسباب هم براى آنها از عقب بردند . شاه مجددا بالصراحه فرموده است تمام مفسدين را خواهم گرفت و به سزا خواهم رسانيد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2102 | قهرمان ميرزا عين السلطنه