تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2069

مساهمون:

ص٢٠٦٩
اقتدار دولت ايران خود را مىداند و هر شب به همان نيت خوابيده خوابهاى خوب هم البته ديده است « ثالثهم كلبهم » مىشود ، مىروند به حمايت امير نظام خانهء عضد الملك . امير اعظم داماد علاء الدوله است ، خواهرش عروس علاء الدوله . ايشان هم رابعهم مىشوند . سه چهار نفر ديگر را هم از قبيل معين الدوله و سايرين جمع كرده هر يك به خيال شخصى . حالا مىگويند در اين موقع انجمنها انگشتى رسانيده علاء الدوله هم كه براى افساد حاضر است آن صحبت سيد جمال مبدل به تبعيد و عزل امير بهادر جنگ و موقر السلطنه و مختار الدوله و جمعى ديگر مىشود . قولى هم از جاى موثقى شنيدم كه شاه براى علاء الدوله پيغام سختى داده بود علاء الدوله از ترس خود اين فتنه را برپا كرد .

در خانهء عضد الملك

اين مقدمه بود . صبح در خانهء شبل السلطنه مهمان خوردن توت بوديم . ملك‌آرا ، شعاع الدين ميرزا ، اعزاز السلطان بودند . قرار شد خانهء عضد الملك برويم . سه ساعت از دسته گذشته وارد آنجا شديم . ديديم تمام حياطها ، اطاقها ، راهروها ، حتى پشت‌بام مملو از جمعيت است . طبقات نوكر و هيئت همه انجمنها بودند . در طالار بزرگ سمت حسينيه خود عضد الملك و شاهزاده نير الدوله ، حاجى شيخ الرئيس نشسته بودند . ساير مردم ايستاده و نشسته ، پسر بزرگ مهدى موش ميرزا محمود خان برخاسته بود و نطق مىكرد از خرابى مملكت و آمدن روس به بيله‌سوار و قتل و غارت اروميه و غيره . در اينجا گريه گلوى آقازادهء مهدى موش را گرفته جمعى هم به صداى گريهء او گريان شدند . او ساكت شده و نشده آخوندى اروميه‌اى بيان كرد اين اجماع براى تبعيد چند نفر چه فايده به حال اروميه دارد كه باز هم تلگراف رسيده كه كردها قتل و غارت مجددى كرده‌اند . ايشان هم تقليد آن يكى را كرده گريه كرده باز مردم دروغى گريه كردند . امير اعظم جلوى در دستها را از عبا درآورده مؤدب ايستاده بود ، گفت « انجمن محترم شاه‌آباد » است . براى عرض تشكر از اقدامات مجدانهء شاهزادگان و امراء و سرداران آمده [ اند . ] اين انجمن محترم نمايندهء سى هزار نفر است . از جان و مال در راه مشروطيت كوتاهى ندارد . مىگويند عضو فاسد را بايد قطع كرد و تا اين اشخاص اطراف شاه را گرفته‌اند امورات اصلاح نمىشود ، تا قطرهء آخر خون خود براى حمايت و همراهى حاضريم . زنده‌باد مشروطيت . آنوقت همه فرياد زنده‌باد كردند . زنده‌باد اتفاق . زنده‌باد امرا و سرداران . زنده‌باد حضرت اشرف . اين هم تمام شد .