استعفا و درد زايمان
رفتم دربخانه . شاه قدرى در باغ ايستاد . بعد اطاق تشريف بردند . عضد الملك مشير السلطنه ، نظام الملك و جمعى بودند . صنيع الدوله هم آمد . دور هم نشسته بوديم خواستيم لغتى براى بين دادن توضيح و استعفا پيدا كنيم . زيرا صنيع الدوله استعفا نكرده اما به كار هم نمىرسد . آخر شعاع الدين ميرزا گفت زنى كه دردش گرفته اما هنوز فارغ نشده عرب « مخاض » مىگويد حالا اين موقع را ما هم « مخاض » بگوئيم زيرا مىخواهد استعفا بدهد اما هنوز نداده . خيلى خنده شد .
زردشتيها
مؤيد السلطنه مىگفت براى صدور اين مجازات زردشتيها از بيست و پنج الى پنجاه هزار تومان مىگويند مايه گذاشتهاند . سايرين هم سربلند كردهاند اگر به آنها هم وجه قابلى داده شد فبها ، و الا اغتشاش بزرگى برپا مىكنند و دور نيست يزد و كرمان هم بلوا شود . براى زردشتيها خطر دارد .
املاك حضرت و الا
حالا مختصرى براى حضرت و الا و خودم گريه كنم . از كار الموت و مقرريها كه مفصلا نوشته شده . حالا برويم سر ساير علاقهجات . از عظيمآباد هرچه پارسال و امسال درآمده خرج قنات آن شده . در شكرآباد مبلغى خرج سيلگردان كردند هنوز تمام نشده سيل آمد و همه را برد . كشمرز را مصطفى خان سرهنگ توپخانه جمعيت آورده دوازده خروار سبز و مقدار زيادى باغات آنجا را ضايع [ كرد ] و بريد . امروز صبح كاغذى از قزوين رعاياى برزلجين نوشته بودند كه شاهسون اينانلو هنگام رفتن ييلاق آنچه توانست خرابى كرد و بيشتر زراعت را چرانيده و خراب نمود . عصر هم تلگرافى از همدان رعاياى كوريجان كرده بودند معلوم شد با حاتمآباديها نزاعى شده از طرفين دو نفر مقتول شده است .
دزدى ، آدمكشى
ديوانخانه هم عارض داشتم و بايد آنجا هم بروم . هوا هم گرم شده . ملت غيور هم قدغن كرده شمران نروند . دزدى و آدمكشى هم در شهر و بيرون شهر طهران متصل واقع مىشود .
همين عصر از خيابان مىگذشتم يك نعش آورده بودند بيرون دروازه . دو نفر آدم به الاغدارى رسيده مىگويند الاغ را بده تا نمىدهد به ضرب تپانچه هلاكش مىكنند . شبى