اقلا صد خانه در شهر چاپيده مىشود . خارج طهران كه اشرار و ئيلات شصت نفر و هفتاد نفر در دهات و جادهها مشغول قتل و غارت مىباشند . بيشتر دهات آذربايجان كه سمت اردبيل است گاو و الاغ و گوسفند دانهاى ندارند ، تمامش يغما شده . حالا كه شاهسون با روس جنگ دارد و ابدا اطاعت نمىكند .
بيچاره ميرزا محمود خان ميرزاى شعاع الدين ميرزا شبانه خانهاش رفتهاند دو زخم به خودش يكى به زنش زده آنوقت هرچه داشته جمع كردهاند . هنگام رفتن به گوش ميرزا محمود گفته بودند « زندهباد مجازات » . در آن محله ميرزا محمود خان صاحب مايه بود .
بيچاره گداى گدا شد . حالا من همه را خبر ندارم ، جرايد ما هم چيزى را كه نمىنويسند ، همان اخبار است . مثلا بعد از اين هركس به آن روزنامهها نگاه كند گمان مىكند تمام ولايات امن بوده و هيچ اغتشاشى رخ نداده است .
پردهء تراژدى علاء الدوله
دوشنبه غرهء جمادى الاولى - پردهء تراژدى ديگرى براى فناى مملكت آقاى علاء الدوله بالا برده است . مختصر از مطول از قرار ذيل است . اولا بايد دانست كه اين علاء الدوله مفسد است و آن عهدها هم مشهور به افساد و تقلب و دوروئى و دروغگوئى بود . از اول مشروطه هم كارهاى او را از شروع به انعقاد « انجمن قاجاريه » و « انجمن اكابر » و عريضه به شاه و قسم خوردن در مجلس و بعد بردن ظل السلطان را به مجلس براى قبول نيابت سلطنت در اين مجلد اشاره كردهام . چندى بود مردم از شرّ او آسوده بودند باز مجددا شروع به نغمهء تازه و آهنگ جديدى كرده و آن از اين قرار است . فوج زرند را نوشتم در مسجد شاه متحصن شد و هزار فحش و نامربوط در منابر به علاء الدوله دادند . آخر الامر فوج را از او گرفته به پسر بهاء السلطان مرحوم كه از قديم پدرانش اين فوج را داشتند دادند . اين بود همه را جمع كرده به شاه از ظفر السلطنه شكايت كردند . بعد از آن واقعه فوج هفتم شقاقى در مسجد شاه بست نشست . اين فوج جزو افواج خاصه و قراول ارگ همايونى جمعى امير نظام بود . سيد جمال منبر رفته فحش زياد به امير نظام و همه سردارها داده بود . امير نظام مثل سايرين نيست ، صاحب غيرت و حميت است . رفت خانهء عضد الملك و از سيد جمال شكايت كرد . علاء الدوله موقعى به دست آورده وزير نظام [ را ] كه ايشان هم كم از علاء الدوله نيست در اين مشروطه هم گل نكرده بلكه فوج خلج را هم از او گرفتهاند همراه كرده . جلال الدوله پسر شاهزاده ظل السلطان كه از هر دو بد گوشتتر و مفسدتر است و هنوز از نايب السلطنه شدن پدرش مأيوس نشده بلكه پس از هلاك وليعهد و سلطنت پدرش وليعهد و سلطان با