تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2065

مساهمون:

ص٢٠٦٥
از لسان الحكما بليت ورود مجلس را فرستاده گرفتم كه امروز عصر براى تماشا برويم . افخم الدوله زودتر رفت . من وقتى رسيدم كه اطاق پر شده بود و جا نبود . خانهء عميد الدوله آمدم . ملك‌آرا ، مؤيد السلطنه از « مجمع قاجار » آنجا آمدند . بعد افخم الدوله و شعاع الدين ميرزا هم آمدند .

توضيحات وزراء

حاجى افخم مىگفت وزير ماليه كاغذى نوشته بود كه آنچه ايراد وارد آورده‌ايد بنويسيد تا توضيحات و جواب آن را كتبا داده درست مسبوق شويد . وزير خارجه هم گفتند اقدامات در اسكات فتنهء بيله‌سوار شده و مىشود . ليكن از دادن توضيح متعذرم . باز اصرار مىكنند كه مختصرى بفرمائيد جواب سابق را مىدهد . باز اصرار كردند . آن وقت رئيس مىگويد يك نفر وزير كه گفت از دادن توضيح متعذرم اصرار نبايد كرد . از دبير الملك توضيح مىخواهند جوابهاى خوب مىدهد . من‌جمله از جوابها احضار معتضد السلطنهء بيچاره بوده است .

مذاكرات مؤيد السلطنه و صنيع الدوله

مؤيد السلطنه مىگفت شاه در باب استعفاى من خيلى متغير شد ، اما باز من قبول نكردم . مزه داشت صنيع الدوله اصرارش بيشتر بود . به ايشان گفتم مىدانيد انجمنها دربارهء شما چه مىگويند . جواب داد بلى . آمدند و جواب خود را شنيدند . گفتم وكلا هم بناى ايراد را گذاشتند . دور نيست ورقه آبى داده شود . جواب داد بدهند . گفتم خوب من مىخواهم به اينجاها نكشد . حالا كه آزاد و راحت هستم چه ضرر دارد . باز به شاه پيغام داد كه حتما مؤيد السلطنه را راضى كنيد وزير عدليه بشود . جناب شيخ سيف الدين مىگفت صنيع الدوله بيان كرد سپهدار و فرمانفرما مشغول تخريب كار من هستند . انگليسها هم از آن روز كه با شارژدفر طرف شدم آنى غفلت ندارند . مسئلهء اولى نقلى نيست اما انگليسها دشمن قوى هستند . باز گفته بود ندامت و افسوس من از انفصال اين وزارت فقط براى اين است كه تلگرافى از پطر [ زبورغ ] به سفارت درباب گمرك قند و چاى رسيده كه ممكن است برقرار شود و مىترسم سايرين از عهده برنيايند ، يا به ديگرى آن تلگراف را ارائه ندهند و خبر نشود .

حرفهاى امين التجار كردستانى

امروز ظهر كه از عدليه مىآمدم امين التجار كردستانى وكيل مجلس [ را ] كه همسايه است در راه ديدم . گفتم باز چه خبر است كه ورقهء آبى مىخواهيد بدهيد . تازه اين وزير