وضع عدليه
يك جماعت بىعلم ، بىسواد ، بىشرفى اجزاء ديوانخانه شدهاند . نه قانون است ، نه اينها علم به محاكمه دارند . فقط از عدالت همان تساوى در شئونات متخاصمين است كه هر دو را نزد هم روى يك صندلى مىنشانند . تمام رؤساى محكمه هم با هم قسم خوردهاند . به هرجا به روى تصديق محكمهء اولى را مىكند . بسيار هم مداخل مىكنند .
آنچه هم از ده يك و ده نيم و جرايم حاصل شود عوض مواجب و قيمت ناهار برمىدارند . عدالت آنها هم از آن مجازات پريروز درست معلوم مىشود . سيد نقيب آنجا مىگفت حجج اسلام پول گرفتهاند اما اين حكم را نكرده بودند . فقط مضمون حكم آنها اين بوده است كه ردع و زجر مولم بشوند . در ديوانخانه آن قسم مجازات دادند كه خودم بودم ، رودههاى يكى از آنها بيرون آمده بود و اين همه مردم سنگدل هيچ نگفتند . ملك هم متصل مىگفت ياد بياوريد آن شب هولناك را ، بهخاطر بياوريد حال عيال مظلومهء او را . سه نفر آنها محققا مردهاند ، مابقى هم خواهند مرد . مزه در اين بود كه فرياد مىكردند زندهباد اسلام ، زندهباد عدالت . باز مىگفت تمام اهل اين محكمهها پول گرفتهاند . ملك و روزنامهنويسها هم سرشان بىكلاه نمانده چون در روزنامهء مجلس با آن آبوتاب كه نوشته بود وعده داده بود صورت حكم حجج اسلام را درج كند و نكرد . ناچار مضمون حكم همان است كه نقيب گفت .
توضيحات مخبر الملك
نزديك ناهار منزل آمدم . در روزنامهء مجلس تفصيل صنيع الدوله را نوشته بود . باز تقىزاده عنوان مىكند كه پول حوالهء امير بهادر كرده و مقررى شاه را حوالهء خراسان كرده .
پرگرام ناصر الملك اين بود كه در بانك هميشه سيصد هزار تومان پول داشته باشد و مميزى علمى شود . صنيع الدوله از حسد همه را برهم زده . نبايد به همان حسنظن كه فلان شخص سى سال قبل در فرنگستان درس خوانده ما اطمينان داشته باشيم . دو سه نفر از وكلا هم همراهى مىكنند جمعى ضديت . آخر الامر مخبر الملك مىگويد شما از وزير اول توضيح بخواهيد مثل همه پارلمانها . اگر توضيح او به قاعده نبود آنوقت اعتراض كنيد و بد بگوئيد . چرا قبل از احضار وزير و دادن توضيح بدگوئى مىكنيد . با اين تفصيلات هركس قبول وزارت كند سفيه است . بعد از مباحثات طولانى قرار مىشود روز پنجشنبه وزير ماليه براى حوالهجاتى كه داده ، وزير خارجه براى بيلهسوار ، دبير الملك معاون وزارت داخله براى اغتشاش تمام ولايات خصوصا خلخال ، يزد ، كرمانشاهان و همه آذربايجان احضار شوند .