دنبال كرده و دور نيست ورقهء آبى را بدهند . از روزنامهء فردا معلوم مىشود .
دو ساعت از شب رفته دست از پا درازتر به منزل آمديم . حالا كداميك از مستخدمين ادارات دولتى با صاحبمنصبان افواج به قدر ما زحمت دارند . پس وصول مقررى از هر كارى و خدمتى دشوارتر شده است ، پشت ميز نشستن و كاغذ خواندن ، مداخل كردن ، مواجب گرفتن صد هزار مرتبه راحتتر از اين زحمات ماست . به اين ادله و براهين واضح ما مفتخور نيستيم ، بلكه كار ما بيشتر است . آنها مفتخورند كه پشت ميز نشستهاند .
هوا گرم شده . انجمنها صحبتى كردهاند كه شاه و سايرين نبايد ييلاق بروند . جمعى گفته بودند شاه خيال فرار دارد . از پشت كوه لب دريا و از آنجا روسيه برود . يك احمقى گفته بود حالا اگر محرمانه مثل لوئى شانزدهم برود تكليف معلوم است . اگر خداى نكرده رسما با اردو و جمعيت برود چه بايد كرد .
ديوانخانهء عدليه
پنجشنبه 27 - امروز مرا ديوانخانهء عدليه محكمهء ابتدايى احضار كرده بودند آنجا رفتم . ديوانخانه فعلا در جايى كه سابقا مدرسهء نظام بود در ارگ واقع است . اينجا مكرر با شاه شهيد براى امتحان شاگردها آمده بودم . روزهاى سلام هم با امين نظام محمد صادق خان كه آنوقت امير توپخانه بود در اين اطاقها ناهار كه بيشتر چلو و بورانى اسفناج بود خيلى خوردهام . حالا اين عدليه تماشاگاه عمومى شده . بقدرى اين مردم بيكار از هر قبيل جمع مىشوند كه اندازه ندارد . درست مثل عصرهاى ماه رمضان و مسجد شاه شده . آجيلفروش ، بستنىفروش ، شربتفروش و از اين خوردنيها هم فراوان [ است ] . صداى آنها علاوهء دادوقال محكمهها است . رفتيم اطاق ابتدايى . عدالت السلطنه رئيس محكمه است و ما را رجوع به شعبهء ثانى كه اطاق ديگر بود كرد . عارض من محمد حسين خان سرهنگ توپخانهء قزوينى از آن پدرسوختههاى نمره اول مواجب دوازده سال قبل ، كه در قزوين بوديم مىخواهد . در صورتى كه برات حواله شده در دست اوست و ادعاى جرايمى هم از قريهء تورهبين كه چند ماهى در آن تاريخ تيول او بود و حاليه نه ملك او است نه تيول . من بعد از آنكه شرط كردم در صورت خلاف مجازات بدهند نشسته و شروع به محاكمه كردند . صفاء الملك رئيس محكمه بود . حرفهاى غريب عجيب خيلى زده شد . آخر از عهده برنيامدند يعنى گذاشتند براى روز شنبه كه مستوفى قزوين هم بيايد .