ميزان طاقت در قبال تازيانه
من حتم دارم كه چند نفر آنها خواهند مرد ، زيرا در تمام حكومتها كه رفتهام مقصرين نظامى كه تنبيه شدهاند از دويست تازيانه ممكن نشده علاوه طاقت بياورند . آنهم با علم و مشقى كه شيپورچيها به زدن آن دارند . حالا آن شلاق را فراش بىتعليم بزند آن هم هزار و چهارصد البته تلف مىكند ، خصوصا با همان حال در گارى انداخته مغلولا با كند و زنجير صد و پنجاه فرسنگ راه ببرند .
بارى عموم مردم خصوصا روزنامهنويسها شادى داشتند و با آب و تابى اين تفصيل را نوشته بودند كه بايد خواند و هرگز خمس و ربع اين غمخوارى و گريهزارى را براى شهرهاى اروميه و بيلهسوار و آندو نفر سيد جليل القدر كه در شيراز كشته [ شدند ] و جسد آنها را سوزانيده بودند نكردند .
در خانهء وزير ماليه
ناهار خورده رفتيم دفتر . نه وزير ماليه بود نه صدر الملك . اولى مجلس و ديگرى خانهء خودش رفته بودند . معلوم است چه حال به آدم دست مىدهد . درشكه كرايه كرده خانهء معتمد الدوله رفتيم . مدتى از شدت اوقات تلخى تختهبازى كرده غروب كالسكه آوردند با شعاع الدين ميرزا سوار شده يك سر خانهء وزير ماليه . جماعتى از كسانى كه در كاشان حقوق داشتند دادوبيداد مىكردند . وزير از چنگ آنها خلاص شده معلمين و بعضى شاگردان مدرسهء فلاحت آمدند كه حقوق ما را از گمرك نمىدهند . او صريح جواب داد گمرك امسال به قدر منافع قرض روس عمل نخواهد كرد . از آنجهت تمام حوالهجات را رئيس گمرك رد كرده و امكان ندارد از آنجا داد . اصرار زياد كردند . در آن بين مخبر الملك برادرش كه وكيل دارالشوراست داخل جمعيت شده خطاب به صنيع الدوله [ گفت ] كه دو شب است در اين باغ هنگامهء ديگرى است و حال آنكه امروز در مجلس مطالبى در خصوص شما مذاكره شده كه فعلا ابدا تكليف نداريد قلمى براى حواله روى كاغذ بگذاريد تا روز پنجشنبه كه احضار مجلس شدهايد و بعد از دادن توضيحات يا مستعفى هستيد يا باقى . آنوقت تكليف شما معلوم مىشود .
حضرات ساكت نشده يكى از ديگرى سؤال مىكرد قانونا وكيل مىتواند داخل اجرائيات بشود يا نه . بارى وزير ماليه كمكم خودى بالاتر كشيده در ميان درختها و تاريكى ناپديد شد . شعاع الدين ميرزا از حضرات پرسيد چند وقت است مواجب شما نرسيده جواب دادند يك ماه . قاهقاه خنديده گفت پس ما چه كنيم كه سه سال است . اين تماشا به كلى مأيوسمان كرده بيرون آمديم . معلوم شد امروز در مجلس صنيع الدوله را