تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2048

مساهمون:

ص٢٠٤٨

اعلاميهء بابيها

بارى دو شب قبل پيرمردى را با اعلان زياد گرفته‌اند . مضمون اعلان مختصرا اين است كه ما جماعت بابيه اين اوضاع را براى آن برپا كرديم كه آزاد بشويم و از اين تقيه خلاص شويم . حالا كه باز ممانعت مىكنند و نمىگذاريد كارى بكنيم كه ده خانه به يك مرد محتاج شود همه را خواهيم كشت . اين آدم را در عدليه استنطاق كردند . گفته است من آدم حاجى سيد على آقا هستم . او و جناب شيخ اين اعلانات را به من دادند منتشر كنم . اگرچه بيشتر مردم باور نكردند ليكن [ به ] اصرار انجمنها عدليه حاجى سيد على آقا را احضار كرد . ميرزا على خان خودمان از ديوانخانه آمد مىگفت اولا از هر انجمن گفته بودند يك نفر بيايد ، ده نفر آمده بود و بىاندازه جمعيت شده بود . حاجى سيد على آقا هم بىتهيه نيامده بود . آقا را داخل اطاق كردند و رئيس محكمه تفصيل را جويا شد . جواب داد اولا اين شخص نوكر من نيست و چهار روز است نزد برادرزاده‌ام مستخدم شده . معاندين او را به اين كار واداشته‌اند . ما خواستيم حرف حقى زده باشيم كسى گوش نداد رفتيم به خانه‌هاى خود نشستيم . هركس مىخواهد بابى شود ، هركس مىخواهد مسلمان شود به عالم من ربطى ندارد . ميل ندارند و اين اسبابها را براى رفتن ما تدارك مىكنند . از طهران هم بيرون مىرويم . وانگهى من آدمهاى امين صديق دارم كه اگر همچو كارى مىخواستم بكنم به آنها رجوع مىكردم نه به اين نوكر سه روزهء برادرزاده‌ام . آن هم با چراغ و سريش و اول شب برود اعلان بچسباند ! تهمت و افتراست . محكمه از آقا معذرت خواسته و رفت . اما اگر آقا را توقيف مىكردند دور نبود فساد كلى به اين جمعيت او و مردم ديگر بشود . سيد على آقا عاقل‌تر از اين است كه همچو حركتى بكند ، وانگهى اگر بخواهد بكند همان‌طور كه گفته است اقدام مىنمود نه آنكه سرشب يك بسته اعلان دست آدمش داده مشار اليه با چراغ و چسب مشغول بشود . چون شيخ و سيد را مثل آنهاى ديگر و شيخ محمود تبعيد نكردند ، مجازات ندادند اين اسبابها را فراهم مىكنند . با وجودى كه خطبا و روزنامه‌نويسها تا امروز از فحش و ناسزا و هتك حرمت آنها هيچ كوتاهى نكرده شيخ را « شيخ نارى » ، سيد را « سيد يزيدى » همه‌جا مىگويند و مىنويسند .

لزوم وجود شاه

ملك ديروز باز نطق مفصلى بر خلاف گفته‌هاى سابق خود در تعريف شاه و اينكه ايران پادشاه لازم دارد كرده . بعضى از وكلا و مردم ديگر پريروز و ديروز خانهء عضد الملك بوده‌اند . آن عريضهء معهود را توقيف كردند و ندادند . مشغول اصلاح كارها