ابقاى وزرا
يكشنبه نهم - وزراى مستعفى ابقا [ شدند ] ، سواى ظفر السلطنه . ظاهرا در دستخط شاه مرقوم شده بود بواسطهء اصرار و ابرام خودش اما باطنا شخص شاه مايل نبود .
مستوفى الممالك وزير جنگ شد . اما شرايطى قرار داده كه اگر به آن عمل نشود به زودى استعفا خواهد كرد . گويا صد هزار تومان نقد و ماهى بيست هزار تومان براى قشون طهران خواسته است . از اين قرار خيلى زود منفصل خواهد شد . به جهت آنكه پول نيست .
موجبات وزارت مستوفى الممالك
اين مستوفى الممالك سواى آنچه در طهران به تولهبازى و قوشبازى و سفرهاى شكار تمام كرد در هفت سال اقامت فرنگستان آنچه باقى مانده بود فروخته و خرج كرد .
در وزارت اولش سى هزار تومان مقروض شد . آنوقت گفته بود من در ظرف هفت سال اقامت پاريس از غايت بلاهت بليارد « 1 » بازى را در قهوهخانههاى آنجا ياد نگرفتم چطور وزارت جنگ بكنم . تا سال گذشته هيچ مصدر كارى از كوچك و بزرگ نشده بود .
نمىدانم انتخاب اين مرتبه براى چه بود . زيرا دفعهء اول را بواسطهء معاشرت و خصوصيت فرنگستان اتابك حدس زدند .
بىپولى
شاه دستخطى به مجلس صادر كرده براى خاطر شهداى اروميه و پيلهسوار من تمام مخارج جشن ميلاد خود را به ورثهء آنها بخشيدم و ميل ندارم جشن گرفته شود . مجلس با كمال احترام از شاه پذيرفته . هم قرار دادند به بازماندگان مقتولين وجهى بدهند ، هم تدارك جشن را بهتر از سنوات سابق ببينند . ( اولى دروغ است پول ندارند بدهند ، دومى ممكن است ) . تا تهيهء پول كاملى نشود ممكن نيست كارها راه بيفتد و اميدى به ترقى ايران باشد . تهيهء آن هم در نهايت اشكال است . از داخله ممكن نيست ، از خارجه هم مشكل تدارك شود .
صنيع الدوله - دار المحتاجين
عصر رفتم خانهء وزير ماليه . آقاى عماد السلطنه و شعاع الدين ميرزا هم بودند . تا من نزديك شدم هر سه بناى خنده را گذاشتند . من هم معلوم است بايد همان شكل رفتار كنم . دار المحتاجين است و هركس مىرود براى پول است ، آنهم كه وجود ندارد . بعد از
هامش
( 1 ) - اصل : بيارد .