تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2047

مساهمون:

ص٢٠٤٧
همراهى نكنيد ما به خانه‌هاى خود رفته و ابدا بيرون نمىآئيم و منبر نمىرويم . ملك گفته بود يكى از كارهاى بد ما اين مقالاتى است كه در روزنامه‌ها نسبت به ذات ملوكانه نوشته مىشود . من وقتى كه يادم مىآيد روزنامهء مساوات را در خارجه قرائت مىكنند جانم مىخواهد خارج شود و حال آن‌كه وكيل مساوات در مرافعه من هستم . مىگويم بد كرده و از آن بدتر چيزى نيست . جمعى گفته بودند سيد رضا خودش نمىگذرد و محاكمه دارد . جواب داده است شاه البته نبايد بگذرد . شاه بگذرد ديگران نمىگذرند . سيد رضا نخواهد گذشت خيلى مزه دارد . مجلس مشاوره و صحبت ما ختم شده سرازير به‌سمت خانه‌ها شديم . مؤيد السلطنه مىگفت روزنامهء « تدين » كه فخر الاسلام جديد مىنويسد عضد الملك به من داد كه به شاه بدهم . آنجا در باب قانون انطباعات نوشته بود و از حجج اسلام سؤال كرده بود يكى از مواد قانون اين است كه فحش به كسى نبايد نوشت ، بلى بعضى فحشها در شرع مجازات هم دارد . اما به كسى كه مادرش به عدم عفت و زنا طورى مشهور باشد كه تمام سربازها و عمله‌هاى مملكت هم ترديدى و شكى در آن نداشته باشند باز نمىشود به او ولدالزنا گفت . حالا اين روزنامه‌جات و اين نطقهاى ناطقين و مردمان ديگر را متصل شاه بخواند و بشنود حتى بگويند خودش بمب براى خودش انداخته دلتنگ و منزجر نمىشود ؟ آيا انسان نيست . آيا شاه نيست . پس بايد مفسدين طرفين را دور كرد . شاه يكى است و مىشود با يك نفر حرف زد و ساخت . اما آنها بسيارند و هركدام به يك عقيده و روش . هريك سلطان مملكتى و پادشاه اقليمى . دو روز است كه اين صحبت به ميان آمده . در « انجمن آذربايجان » هم امروز همين صحبت را داشته بودند . اين استعفاى بيموقع وزرا باعث تأخير اين مطلب نشود خوب است . براى وزارت هم بهتر از اينها كسى را نداشتيم .

تشدد شارژدفر انگليس

چهارشنبه پنجم - كابينهء وزراء معلوم نشده . ظن غالب است مجددا خودشان برقرار شوند . علت استعفا هم همان تشدد و سختى شارژه‌دفر انگليس است . بدون ميل آنها هم ما نمىتوانيم كارى بكنيم . يعنى هيچ دولتى با انگليس نمىتواند ستيزه كند . محور پلتيك تمام دول روى زمين اوست . تاريخ هم نشان نمىدهد هيچوقت غلبه با او نبوده باشد . از روزى كه دوك دونرماندى ( گيوم فاتح ) در آنجا سلطنت كرده تا الى حال پشتش به زمين نيامده و از همه در هر چيز بالاتر و والاتر بوده . حكايت ايران با او قصهء پشه و باد و مشت و درفش است .