دور او باشيد . پس بايد در اين خصوص قرارى داد . امروز صبح متمم اين صحبت در « انجمن مهديه » شد .
سخنان ملك المتكلمين
ملك المتكلمين منبر رفت و بيان كرد مردم به من و تمام عقلاى اين مملكت محقق و معلوم شده كه مملكت ايران يكى دو ماه ديگر به اين شكل باشد از دست رفته و اسير اجانب خواهيم شد . ( بعد شرحى از اغتشاش ولايات و تصرف چند فرسنگ از خاك ايران را شرح داده . ) اگر مىگوئيد من رشوه گرفتهام و درب اندرون رفتهام به خدا دروغ است .
من حرف حق مىزنم . اگر شاه از ما صد هزار تومان علاوه مقررى بخواهد خيلى سهلتر است تا يك ربع مملكت ما را ديگرى ببرد . شاه از ما رنجيده و ترسيده ، بايد دل او را به دست آورد . جوان است ، فصل بهار است ، ميل دارد سوار شود در اين قصور سلطنتى و هواى جيد تماشاى گل و سبزه كند . از ترس ما از اطاقش بيرون نمىآيد . رمه از دست شبان و شبان از دست رمه آسوده و شب را راحت نمىكند . بايد صلح كرد و از راه اصلاح درآمد و الا فاتحهء ايران را بخوانيد . ما ملت مثل بدن بىسر شدهايم و از بدن بىسر كارى ساخته نيست . يك ساعت نطق ايشان طول كشيده . تمام را از اين قبيل مىفرمودند .
سخنان دولتآبادى
بعد آقا سيد « 1 » يحيى دولتآبادى نطقى كرد . آن هم نزديك بههمين مطالب و آخر الامر قرار شد روز پنجشنبه از هر انجمن سه نفر با مهر انجمن در مدرسهء سپهسالار جديد حاضر شده يك عده از وكلا با وزراء و جمعى از رجال و محترمين بيغرض طهران حاضر شده مذاكراتى براى اين اصلاح بكنند و آنوقت حضور شاه رفته فرمايشات شاه را اصغاء و بعد از بين خود جماعتى را به حكومت و تصفيهء امر جدا كرده . هر قسم آنها حكم و رأى دادند طرفين جبرا قهرا قبول كنند تا انشاء الله تعالى امورات اصلاح شود .
نظر خطباء
جمعى بعد اين صحبت برخاسته گفتند خطباى ما بايد قول و سند بدهند كه در روز پنجشنبه صحبت ديگرى نكرده همين مطلب را پيشنهاد [ كنند ] و محل مذاكره قرار بدهند و اگر بخواهند باز صحبت ديگرى را داخل كنند مسئول و مقصر باشند . خطبا قبول كردند و بعد آنها هم شرط كردند كه اگر مذاكرات آن مجلس را شما يدا و لسانا
هامش
( 1 ) - كذا ، معمولا او را حاج ميرزا يحيى مىنامند . ( ا . ا . )