هبهنامه
دو شب قبل خانهء وزير داخله رفتيم . شاه « هبهنامه » را كه التفات نفرموده بودند مكتوب حضرت و الا را قرار شد حضور روانه كرده مطالبه نمايد .
مقالهء مساوات - قانون مطبوعات
اما حكايت تازه كه دور نيست باز در سر آن انقلابى رخ بدهد توهين و تكفير و نسبتهاى بدى است كه در روزنامهء مساوات در نمرهء 21 به ذات اقدس شهريارى شده .
اين سيد محمد رضا مدير مساوات از نمرهء اول روزنامهء خود از همين مقالات مىنوشت .
تا قانون انطباعات از مجلس گذشته و از طبع خارج شد در نمرهء 20 چيزهاى بامزه نوشته بود . مثلا جغرافى نوشته بود از كتاب فلك الافلاك ، تاريخ نوشته بود از كتاب حسين كرد ، طب نوشته بود از كتاب ديگرى و مثل آن . در آخر روزنامه اعلان كرده بود [ طبق ] اين قانون انطباعات كه به سعى وكيل سى كرور ملت طبع شده روزنامهجات بايد از اين مقوله بنويسند . ساير روزنامهجات هم ايراد زياد به اين قانون كردند . در صورتى كه اين قانون ترجمه از قانون فرانسه است . اما چون قلم دست خودشان است و به هرچيزى هم ايراد مىشود گرفت هركدام فضولى كردند ، ايراد كردند . به عبارت واضح قانون را شوخى تصور كرده و به همان ايرادها كه گرفته بودند گفتند متروك و نسخ مىشود .
قانون مطبوعات
از مطلب دور افتاديم . پريروز شاه اين روزنامه را به توسط حشمت الدوله نزد وزراى مسئول روانه مىكند . حشمت الدوله مىگويد شاه خدمت وزراء عرض مىكنند براى يك ماده قانون آنهمه هنگامه كرديد پس اين روزنامه را هم قرائت كنيد . حضرات فورا حكم به توقيف و جمعآورى روزنامه مىكنند و بىاندازه وزير علوم خجل مىشود . زيرا در مادهء 31 توهين به مقام منيع سلطنت ممنوع قانونى است و نويسندهء آن يا مدير آن از سه ماه الى يك سال حبس و از ده تومان الى سيصد تومان دادنى خواهند بود . جريده يا لايحهاى كه آن سوء ادب را كرده باشد يا مقالهء مندرجهء آن شامل آن خلاف باشد توقيف خواهد شد و اين توقيف ممكن است ابدى باشد . اين قانون مختصر است . دانهاى ده شاهى مىفروشند . در آنجا [ به ] سلاطين مرده هم اگر توهينى بشود مجازات قرار داده چه رسد به زنده و شاه مملكت .