تقى و بىبى هم چندى است محل مذاكره شده ، دور نيست نتيجه حاصل شود .
زردشتيان و مهاجرت - حكام ولايات
سهشنبه 26 ربيع المولود . هوا گرم شده باران نيامده . امورات بواسطهء بىپولى درهم و برهم است . حقوق نوكر نرسيده . مخارجات فوق العاده بسيار پيدا شده ، بازار كساد است و راه دادوستد مسدود . ولايات تماما مغشوش است . آذربايجان حاكم ندارد .
حكومتهاى جزو آن را هم به هركس تكليف مىكنند استعداد مىخواهد . چون ندارند كه بدهند استعفا مىكند . يزد حاكم ندارد . در آنجا و كرمان نسبت به زردشتيها تعدى زياد مىشود . نزديك است همه مهاجرت هندوستان كنند . كرمانشاه كسى نرفته يعنى ميرزا صالح خان امير اكرم را حاكم آنجا كرده بودند مبدل به حكومت طهران نمودند . اين شخص از طايفهء كلانتريهاى تبريز است . با مظفر الدين شاه آمده بود حاكم قزوين [ شد ] و شش ماهى هم سال گذشته حاكم گيلان بود . كردستان بنا بود سردار افخم آقا بالاخان برود . اين بود واعظين در منابر بد گفتند و تصويب نكردند . در مجلس شورا هم به وزير داخله اعتراض مىكنند كه كسى را كه از اول عمرش مىشناسيم نبايد حاكم آنجا بشود .
وزير داخله جواب خنكى مىدهد مىگويد كه حضرت امير ( ع ) بنا به مصلحتى زياد بن ابيه را حاكم كرد . من هم اين را به مصلحتى حاكم كرده [ ام ] . تقىزاده جواب مىگويد من پيش جدم شهادت مىدهم كه زياد ابن ابيه ذخيرهء مسلمين را نفروخته و تمام نكرده .
اشرف الذاكرين
شيخ فضل الله و سيد على يزدى و آقا سيد ابو طالب زنجانى و ميرزا لطف الله روضه خوان و حزب آنها از خانهها بيرون نمىآيند مگر شبها ، آن هم بسياربسيار محرمانه . از ميان آنها اكبر شاه اشرف الذاكرين از سادات شيرازى خودى به عتبات عاليات رسانيده و گويا بين آقايان نجف اشرف هم اختلافى انداخته باشد . دولت عثمانى هم از آنها رديف و عسكر مىخواهد و سخت گرفته يا از خاك من برويد يا عسكر بدهيد .
شيخ محمود ورامينى هنوز حبس است . مرتكبين بمب كه دستگير شده بودند دو نفر آنها كه تبعهء روس بودند به ضمانت سفارت مرخص شده مابقى حبس مىباشند و نمىدانم نتيجهء استنطاقات چه شد . آيا مقصر بودند يا نه . قانون وزارت داخله چاپ شده اما صد سال ديگر اگر براى اجراى آن مهلت بدهند شايد جارى شود . وزير داخله هم به مجلس اخطار كرده كه اين قانون براى امروز نيست . تكليفى براى امروز حكام معلوم كنيد . مباحثات زياد مىشود آخر قرار مىدهند وزير داخله تفكيك كند . هر ماده كه امروز يا چندى ديگر اجرا مىشود جارى [ كنند ] تتمه را بگذارند براى موقع ديگر .