تشكيل داده مطالبى كه دلخواه ملت و وكلا بود گفتگو كرديم و آقايان قبل از ما شرفياب شده خيلى طول دادند . اگرچه همه آنها را ما زمان مراجعت ملاقات نكرده فقط جناب صنيع الدوله را ملاقات كرديم ، معلوم شد كه مطالب را تماما نتوانسته بودند در حضور همايونى بقبولانند . بعد كه ما شرفياب شديم اولا اشتباهى كه در خاطر مقدس ملوكانه [ ايجاد ] كرده بودند اين بود كه ملت نمىخواهد اين اشخاص كه سوءقصد نسبت به ذات همايونى نمودهاند دستگير و استنطاق و مجازات شوند ، مىخواهند به اين ترتيب آن مطالب را از ميان ببرند . بعد ما عرض كرديم زمانى كه ما شرفياب حضور همايونى مىشويم اگرچه آن ابهت سلطنتى مانع است و ما نمىتوانيم آنچه را كه مقصود باطنى خودمان است بطور كامل اظهار نمائيم ولى تكليف ماست آنچه را كه صلاح مملكت است عرض كنيم . فرمودند بگوئيد . عرض كرديم اين قانون اساسى به جهت اين نوشته شده كه فاصل بين حدود سلطنت و ملت باشد . اعليحضرت تصديق فرمودند . بعد عرض شد كه چون بعضى از اين مواد قانون اساسى مبتلا به عموم است كه تمام افراد ملت از ضعيف و قوى چشمداشت به آن دارند اين است كه اجراى اين ماده كه فى الجمله تأخير افتاد ملت به هيجان آمده استدعا دارند كه اجرا شود . اعليحضرت فرمودند كه اگر بدانم رضايت ملت در اين است كه من بعدها از آن اشخاص كه سوءقصد [ به ] من نمودهاند تعقيب ننمايم ديگر ابدا پى نمىكنم و رضايت ملت را مىخواهم و عفو و اغماض از اين اشخاص مىنمايم . دوباره عرض شد كه مقصود ملت اين نيست كه اشخاص مرتكبين گرفتار نشده و به مجازات نرسند بلكه ملت كمال جد و جهد را دارند كه اين اشخاص دستگير شده مجازات شوند ، زيرا وقتى كه سوءقصدى نسبت به اعليحضرت و سلطان مملكت نمودند ديگر براى افراد ملت امنيت نخواهد بود و به يك اندازه رفع شبهه از خاطر مبارك شد و فرمودند من هيچوقت راضى نمىشوم كه خلاف قانون در مملكت بشود و هيچ قصدى ندارم . فردا مىگويم حاكم و مأمورين نظميه و غيره حاضر شوند در استنطاق .
نطق حاجى معين التجار
نطق حاجى معين التجار بوشهرى مطلب را به آخر مىرساند . صفحهء دوم آخر ستون اول همان روزنامه .
اينكه اعليحضرت چند دفعه فرمودند كه من از اين مسئله صرفنظر مىنمايم گويا بطور اعتراض بود ، زيرا كه فرمودند از مأمورين نظميه تاكنون چندين مرتبه اينطور اقدامات شده و ملت هيجان نكرده اما در اين موقع هيجان مىنمايد و اگر صلاح مىدانند من هم از مرتكبين صرفنظر مىنمايم كه اين لكهء تاريخى براى ملت ايران باقى بماند كه