تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2032

مساهمون:

ص٢٠٣٢
بودم . هرقدر به وكلا نصيحت كردم فايده نكرد . الان حاضرم به يك توفيرى به شما اجاره بدهم . اين احكام ، اصل ماليات را خوردند ، چه رسد فرع و تفاوت عمل . من هم منزل آمدم تلگراف به همدان كرده و مشغول مذاكره با حسن خان قاقازانى براى الموت هستيم . چون دو سال فرجه شده به يك اندازه ضبط و ربط آنها بىاشكال نيست . تا امروز جواب تلگراف نيامده . پارسال هرچه مردم گفتند ثمر نكرد . حالا فهميده‌اند به چه اندازه ضرر كشيدند . مثلا تمام نطنز تيول بود ، امسال كه برگشت كرد حسام السلطنه نايب الحكومه معلوم كرد . نايب الحكومه تمام ماليات را گرفت و حالا در كاشان متحصن است و سر ارباب حقوق بىكلاه ، مثل الموت ، همين‌طور ساير جاها . نود نفر گدا داشتند ده نفر غنى . خواستند آن نود نفر را هم غنى كنند اين ده نفر را هم فقير كردند . از الموت سه چهار هزار تومان پول گرفته و ضرر وارد نموده‌اند ، در صورتى كه نقد و جنس آن كلية باقى [ است ] . ما و حاكم قزوين هم نه به حقوق خود و نه به ماليات رسيده‌ايم ، سواى قتل و غارت و ضرر و خسارت ديگر .

مشروطه و بىپولى

ناهار را همه منزل من آمدند . رقعهء وزير عدليه را داديم عميد الدوله برد . لله الحمد خوش گذشت . شب عيد بود . مشروطه و بىپولى عيش را فراموش كرده . درهاى ارگ را براى آتش‌بازى بسته بودند . فقط دو در باز [ بود ] و تا كسى را نمىشناختند راه نمىدادند .

هبه‌نامه

چهارشنبه 20 - صبح جناب شيخ سيف الدين با سالار السلطان و اعتماد قاجار ، شعاع الدين ميرزا ديدن حاجى افخم الدوله كه عصر دوشنبه 18 وارد شده بود آمدند . عميد الملك احتشام الملك برادرش را هم آورده بودند . صحبت زياد [ شد ] و آخر الامر قرارى دادند تا بعد چه شود . حضرت و الا دربخانه تشريف برده بودند . شاه پس از احوالپرسى فرموده بودند كاغذ شما را وزير عدليه نشان داد ، امروز « هبه‌نامه » را نزد وزير داخله [ و ] رئيس الوزراء مىفرستم او به شما مىرساند . حضرت و الا كاغذ سختى به وزير عدليه مرقوم داشته بودند . اميد است اين دفعه راست باشد .

تحصن فوج زرند براى حقوق

چند روز است فوج زرند جمعى علاء الدوله براى حقوق شش ماههء خودشان در مسجد شاه متحصن شده متصل يا على يا حسين مىكشند . ديروز آقا سيد جمال منبر