تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2011

مساهمون:

ص٢٠١١
حسينقلى « 1 » خان نواب وكيل تازه در باب روزنامهء مساوات كه در اين نمرهء 18 از وكلا آنچه خواسته نوشته و مردم را ترغيب و تحريض به كشتن آنها كرده مشاجره مىشود . دو پارتى بهم ريخته و فسقهاى همديگر را بروز مىدهند . اين رشوه گرفتن ديگرى را ، او تقلب آن يكى را مىگويد . مجلس خيلىخيلى درهم و برهم و بىنظم مىشود و اسرار بروز و ظهور مىكند .

استعفاى احتشام السلطنه

احتشام السلطنه كه اين ترتيب را ملاحظه مىكند چند فحش آب كشيده به خودش داده و بلند مىشود . پارتى او هم بلند مىشوند . سايرين مانع شده كه استعفاى شما سواى رئيس است . رفتن شما و به‌هم خوردن اين اساس يكى است و هر قسم بوده مجددا مىآورند . احتشام السلطنه به خانهء خود كه وارد مىشود آن عريضهء انجمنها را جمعى مىرسانند . همان شبانه مجددا استعفاى كتبى خود را به مجلس روانه مىكند . امروز از صبح وكلا را خبر كرده بودند . جمعى از وزراى مسئول هم رفته بودند . عضد الملك دربخانه بود و با شاه خلوت داشت . تا غروب نفهميدم كارها به كجا انجاميد . در اين‌كه مردم از اين اوضاع به تنگ آمده [ اند ] و گمان مىكنند تقصير وكلاست و بايد چند نفر از آنها را هم مثل مستبدين كشت شكى نيست . اما تصورى بر خلاف است . تمام اين مردم كشته شوند ايران نظم نخواهد گرفت ، ماليات وصول نمىشود ، قتل و غارت كم نخواهد شد . امروز از مجلس و شاه كارى ساخته نيست . بىجهت و سبب بندگان خدا را به حرف چند نفر بىدين لا مذهب مقتول مىكنند . . .

رئيس مجلس : مخبر الملك

دوشنبه 27 - امروز يك ساعت به غروب مانده كوكب خانم فارغ شده به دخترى . اين هفتمى است . فقط يك پسر زائيد كه آن‌هم به زودى تشريفات را برد . حالا برويم سر مطالب ديروز . ديروز به اكثريت آرا مخبر الملك پسر كوچك مرحوم مخبر الدوله كه برادر صنيع الدوله و مخبر السلطنه باشد رئيس مجلس شد . بامزه بود كه بعضى از وكلا من جمله تقىزاده اصرار داشتند تا روز شنبه رئيس معلوم نشود . سايرين جد و جهدى داشتند كه امروز معلوم شود . براى آن‌كه رأىتراشى مىشود و پارتىبازى و آخر رئيس صحيح برقرار نخواهد شد . دور نبود اگر صبر مىكردند بعضيها دخل كلى مىبردند و اين هم اسباب كارى مىشد . اينطور شهرت دارد كه وكلا خود را ملزم نموده‌اند از دو طايفه
هامش
( 1 ) - اصل : حسنقلى