ابيض . معلوم شد وزراء مشورت دارند .
يزد و عميد الدوله
عميد الدوله ملاقات شد . مىگفت براى يك ولايت بزرگى مثل يزد صد نفر سرباز ، پنجاه سوار مىخواهم مىگويند نيست . از آنجا تلگراف رسيده هشتاد هزار تومان فرع همه ساله را نمىدهيم . مملكت مشروطه شده همان اصل ماليات را در صورتى كه مخارج را بدانيم و بدهيم كافى است . از طرف ديگر از مجتهدين آنجا استقتاء كردهاند كه چند سال است ماليات را به دار التجارهء جهانيان دادهايم و ما مىتوانيم از او مطالبه كنيم .
مجتهدين هم جواب نوشتهاند البته به دست هركس دادهايد او مديون است و حالا از جهانيان مطالبهء ماليات چندين ساله را دارند . صريح يزديهاى طهران هم به من مىگويند بدون استعداد نرويد ، مواجب هم نمىدهند ، راه هم دور است ، خرج زياد دارد . با اين ترتيب هرگز نخواهم رفت .
هبهنامهء املاك
ظهر منزل آمدم . حضرت و الا آقاى عماد السلطنه را به حضور بردند . بعد از صحبتهاى زياد از آذربايجان حضرت و الا استدعاى هبهنامه را كرده بودند . بعد از مذاكرات بسيار فرموده بودند به مجلس وزراء روانه مىكنم آنها بدهند . حضرت و الا عرض كرده بودند الان التفات كنيد ببرند ، من هم مىروم . آخر الامر قرار به روز سهشنبه دادند .
عصر در خانهء آقاى عماد السلطنه عميد الدوله ، ملكآرا ، شعاع الدين ميرزا بودند . قرار شد دو نفرى روز سهشنبه همراه حضرت و الا باشند ، اگر صحبتى بشود حاضر باشند .
امشب يا فردا هم عميد الدوله ، مؤيد السلطنه وزير عدليه را ملاقات كرده كاملا او را مسبوق نمايند . باز شاه فرموده بود همين اطراف طهران را گفتگو كنيد آنچه فروخته شده ساكت باشيد .
شيخ محمود ورامينى
دو عراده توپ و سوارى كه براى ورامين مىرفت اردو زدهاند . شهرت دارد حضرات پراكنده شدند و آقا سيد محمد شيخ محمود را اطمينان داد . شهر به خانهء ايشان خواهد آمد . اما انجمنها سياست او را جدا مىخواهند .
صبح مىخواستم شمران بروم جناب شيخ سيف الدين در خانهء آقاى عماد السلطنه بود ، همه را دعوت كرد صبح خانهء عميد الدوله حاضر شده مسجد سپهسالار سر ختم