هزار سال ممنون من است . از آن گذشته آنچه من دربارهء او مىدانم خودش مىداند و از اين جهات من هرچه به او بگويم نمىتواند مقاومت كند و ناچار از سكوت و تحمل است و هميشه از من تملق مىگويد مبادا من اسرار او را چنانچه به يك اندازه شهرت كرده واضحتر و آشكارا بر همه ثابت و مدلل دارم .
باز مؤيد السلطنه مىگفت بيست و پنج هزار تومان در اين مدت فقط ملك مزروعى خريده ، چقدر نقدينه داشته باشد خدا عالم است .
ساعت دو منزل آمدم . جار هم زدهاند هركس از دو گذشته بيرون بيايد جانش هدر ، خونش پاى خودش است . هر شب هم يكى دو تا آدم كشته مىشود . زخم و زخمكارى كه اندازه ندارد .
سالار الدوله
شنبه يازدهم - از بس اتفاقات زياد است من هنگام نوشتن اغلب را فراموش مىكنم .
مثلا يكى توقيف مجدد سالار الدوله است كه در عصر سهشنبهء گذشته واقع شد . معظمله گذشته از آنكه در طهران مشغول فساد بود و عضو « انجمن آذربايجان » شده بود پاكتى هم به « نظر » نوشته بود كه شما همانطور كه مشغول فتنه و فساد هستيد دوام و ثباتى كنيد تا من برسم . نظر هم كه مدتى است سردار مكرم حاكم لرستان و بروجرد را چاپيده و مشغول نهب و غارت است . اين كاغذ به دست آمده اينجا هم اسبهاى خود را گشت مىداد و سوغان مىگرفت و تهيهء فرار را كاملا ديده بود ، جاسوسين خبر دادند و محبوس شد . مزه اينجاست بواسطهء همراهى فوق العاده كه در عزل حكومت ملاير از حضرت و الا كرده بود گذشته از آنكه شصت قاطر خود را با صد سوار به ملاير براى حركت حضرت و الا در بيست و چهار ساعت فرستاده بود يك ماديان بسياربسيار اعلى هم تعارف فرستاده بود . سه روز قبل كه دربخانه رفتيم شاه خوابيده بود . من مصلحتبينى عرض كردم عشرتآباد ديدن سالار الدوله برويد تا اظهار تشكر از آن محبت گذشته بجا آورده شده باشد . حضرت و الا فرمودند من مىروم اما اگر . . . « 1 » عرض كردم مسئوليت آن تمام به گردن من باشد . تشريف بردند و روز چهارشنبه را شفاها وعده داده بود بازديد حضرت و الا بيايد . اين بود حضرت و الا منزل ماندند . من دربخانه رفتم .
آنجا شنيدم ديروزش توقيف شده . منزل آمدم ديدم حضرت و الا منتظرا در اطاق نشستهاند . خندهام گرفت . جويا شدند خنده براى چيست . عرض كردم براى اينكه شما
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .