تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1991

مساهمون:

ص١٩٩١
محمد باقر اصطهباناتى - سيد احمد دشتكى ملقب به معين الاسلام . اين سيد احمد برادر سيد مصطفى داماد آقا سيد على اكبر فال اسيرى بود . وقتى كه من شيراز بودم و كركر آقا سيد على اكبر بود اين سيد احمد مثل سيد علاء الدين كه شرح او را داديم بود كار چاق‌كن و بيشتر مداخل دربخانهء آقا را او مىكرد و توسطهاى زياد در ادارهء ايالت . . . دور آقا هم در زير اطاعت و رياست سيد احمد بودند . . . در اين ايام كه آقا مرحوم و سيد مصطفى هم مرحوم شده بود به آن اعتبار سابق نبود . تا حكايت مشروطه به ميان آمد و از اين راه اعتبارات سابقهء خود را به شكل ديگر به اضعاف مضاعف تحصيل كرده بود و « انجمن اسلامى » منعقد [ كرد ] و ضد قوام الملكيها شده بود . بىاحتياطى كرده سر ختم مىروند . حالا يا به تحريك پسرهاى قوام الملك است يا آن‌كه نوكرهاى قوام خودشان به خيال تقاص مىافتند ، بعد از آن‌كه حضرات برخاسته‌اند در ميان كوچه به سمت آنها شليك مىكنند . اگرچه مقصود آنها سيد احمد بوده ليكن تيرهاى كارى به شيخ محمد باقر اصابت شده و مقتول مىشود . سيد احمد فرار مىكند . مرتكبين از بام به زير آمده او را دنبال مىكنند و گرفته قطعه‌قطعه مىكنند . حالا راست يا دروغ از اين گلوله‌ها يكى هم به سالار السلطان پسر بزرگ قوام مىخورد و گويا گلوله سرد بوده فقط جراحتى مىرساند . نعش سيد را با حضور بيشتر اهل شيراز آتش زده و خاكستر آن را هم به آب مىريزند . دكاكين را بسته به سمت ارگ مىروند كه معتمد ديوان را هم گرفته بكشند . صاحب اختيار به هر شكل بوده نداده است . از آنجا گذشته به خانهء مشروطه‌طلبان ريخته هرچه توانسته‌اند قتل و غارت كرده ، پس از فراغت به قدر ده هزار نفر در ميدان توپخانه و مسجد وكيل جمع شده معتمد ديوان و ساير اعضاء انجمن اسلامى را مىخواهند . گويا سايرين هم در مسجد نو متحصن و قتلهء سيد احمد و شيخ محمد باقر را مىخواهند . حالت شيراز فعلا معلوم است . خصوصا من كه از اوضاع آنجا اطلاع دارم و يك سال آنجا بودم . قوام الملك صاحب طايفه و قديم‌ترين خانوادهء ايران است . اقلا در شهر شيراز ده هزار نفر نوكر و خدمه و وظيفه‌خوار دارد . يك پسرش سالار السلطان دختر نصر الله خان ئيل‌خانى قشقائى را دارد . يك پسرش از ئيل عرب زن دارد . قوم [ و ] خويش و رعيت بيحساب [ دارد ] . البته دست از اغتشاش و تقاص پدر و آقاى خود برنمىدارند . اينكه دكاكين را بسته‌اند ، اينكه نعش سيد احمد را با حضور همه مردم آتش زده‌اند خودش معين مىكند كه تمام شهر با آنها هستند . حالا دور نيست به عنوان تسليت از ئيل قشقائى و ايلات سبعه هم هجوم به شهر آورده به كلى شهر را يغما كنند . كسى از حركات قوام و خود او تعريف نمىكند . اما سوء عاقبت اين كار وخيم است و دور نيست انگليسيها خودى داخل كنند . گذشته از آن‌كه چقدرها قتل خواهد شد و چه مبلغ اموال مردم از
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1991 | قهرمان ميرزا عين السلطنه