تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1924

مساهمون:

ص١٩٢٤
اينها را براى نفع خودش طالب است . همه شماها از ظلم و ستم جهانشاه خان اطلاع داريد . عارضين او چهار ماه است در اينجا تظلم دارند . من خودم چهار سال حاكم زنجان بودم كاملا مسبوقم . به هزار مشقت و زحمت به طهران حاضرش كرديد . سه هزار تومان و شش فرد قالى لدى الورود براى من فرستاد رد كردم . براى مستشار الدوله روانه كرد رد كرد . خانهء آقا فرستاد با كمال منت پذيرفت و آن‌وقت تلگراف به فخر الملك حاكم خمسه مىكند كه حاضر است در باب جهانشاه خان نه به حكم وزراء ، نه به حكم مجلس گوش بدهيد و اسعد الدوله را هم حتما روانه طهران كنيد . آقا خرج دارد ، بلى خرج دارد . خرج آقايان امروز هم سواى آقايان سابق است . شما وكلاى ملت جويا شويد ماهى صد تومان است ، هزار تومان است . پنج هزار تومان است ، از مواجب من از مواجب ديگرى يا از اصل ماليات ماه به ماه به آقا بدهيد آنقدر رشوه نگيرد ، حكم ناحق نكند ، متصل در مجلس و كابينه وزراء نرود . آخر اينها حجج اسلام هستند بايد مشغول درس خود ، نماز خود ، مسجد خود باشند ، محاكمات شرعيه كنند . نه اينكه از صبح تا غروب يا در دربار يا در مجلس باشند . وكلا چون كاملا از اين واقعات اطلاع دارند همه تصديق مىكنند و يكى از وكلاى خراسان مىگويد شما جزء وكلا مجتهدين مجاز متبع هم داريد كه اگر يك مطلبى از شرعيات مورد بحث شود رفع كنيم . واقعا متصل آمدن حضرات مخل كار مجلس است . در اين بين آقا سيد حسين وكيل از پشت شيشه آقاى آقا سيد عبد الله را مىبيند كه آمد . اطلاع مىدهد رئيس هم رو به نظار كرده كه خواهشمندم اين مذاكرات من را جزو مذاكرات شخصى دانسته در روزنامه‌ها درج نكنيد . آقا وارد مىشود چند فصلى از قانون انطباعات قرائت مىكنند . بعد آقاى آقا سيد محمد وارد مىشود . پسر كوچك آقا سيد عبد الله مىآيد و به گوش آقا مختصرى از مذاكرات رئيس مىگويد . آقا فورا برخاسته كه برود . حاجى امام جمعهء خوى كه يكى از وكلاى بافهم متشرع مقدس خوبى است بلند شده يا چند نفر ديگر آقا را به اطاق ديگرى مىبرند . رئيس حالت بىنظمى مجلس را ديده مىگويد من هم بىجهت نشسته‌ام ، برخاسته به اطاق خود مىرود ( اين را ننوشتم كه رئيس اول مىگويد من خيال استعفا داشتم و استعفا مىكردم و اگرنه آقا سيد عبد الله به توسط علاء الدوله به من پيغام مىداد كه حكما استعفا كن . )

حرفهاى بهاء الواعظين - تقصيرهاى احتشام السلطنه

مختصر بعد از رفتن حضرات به اطاق ، آن پارتى وكلا كه ضد رئيس و بيشتر از آنها هستند كه مىدانيم اين منازعه را فوز عظيمى دانسته همان ساعت بهاء الواعظين كه