تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1923

مساهمون:

ص١٩٢٣

احتشام السلطنه و سيد عبد الله

حسن خان و دو سه نفر از نوكرها از نزاع ديروز رئيس مجلس و آقاى آقا سيد عبد الله حكايتى كردند ، اما صحيحا نمىدانستند . بعد از ناهار بلافاصله نظاميه رفته عبد العلى خان و ميرزا حسين خان پسرهاى همشيره را مدرسهء قاجار بردم ( هنوز مكتب نرفته‌اند ) تحويل سركار و الا كمال الدوله كرده آنجا ملك‌آرا و شعاع الدين ميرزا و اعزاز السلطان رسيدند . چون يوم مباهله « 1 » بود و حضرت شيخ الرئيس در اين روز دعوتى دارد ما را عصر دعوت كرده بود آنجا رفتيم . جماعت مدعوين چند نفرى بواسطهء مرافعهء ديروز نيامده بودند . آنها هم كه آمده بودند بعد از صرف ناهار رفته بودند . حكايت ديروز را ما از قول شيخ كه حاضر و ناظر معركه بوده كه از هر حيث محل اعتبار و صحت است روايت مىكنم . مىفرمودند پس از آن‌كه مجلس رسميت پيدا كرد دو سه نفر از وكلا مختصر تعرضى به رئيس كردند كه چرا كميسيونها كار نمىكنند و شما درست به شرايط رياست رفتار نمىكنيد . رئيس جواب دادند بعضى از وكلا و يكى از حجج اسلام مانع پيشرفت امورات شده دولت و ملت را فقط براى منافع و مداخل خود بازيچه قرار داده‌اند و چند ايراد و تقصير به من وارد آورده‌اند كه اگر ديوانخانهء صحيح داشتيم من حاضر بودم مدلل بدارم بىگناهى خود و تقصير آنها را . حاجى سيد اسد الله از سادات اخوى وكيل طلاب به رئيس مىگويد اين فرمايشات شما به عموم وكلا برمىخورد ، يا عموما نفرمائيد يا از اين صحبت بگذريد . رئيس جواب مىدهد من از كسى واهمه ندارم و خودم را برى از اين نسبتها ميدانم . ذره‌اى هم تاكنون خلاف قانون رفتار نكرده‌ام .

منافع وثوق الدوله

جناب وثوق الدوله در ظرف اين مدت كه در كميسيون ماليه و جرح و تعديل مواجب و ماليات بود دويست و پنجاه هزار تومان ملك خريدارى كرده و همه مىدانند روزى كه وارد مجلس شد مبلغى هم قرض داشت و تمام آنچه تا حال از مردم گرفته يكان يكان ثبت [ است ] و صورت صحيح دارم ، همين‌طور جماعت ديگر وكلا كه رشوه و پول گرفته‌اند . . . هم به قدر موى سرش از مردم به هزار اسم و رسم پول گرفته مىخواهد شاه بشود ، مىخواهد رئيس كابينهء وزرا باشد . مىخواهد مجلس تمامش مال او باشد . او همهء
هامش
( 1 ) - مباهله به معنى به يكديگر نفرين كردن است و روزى است كه حضرت رسول ( ص ) نصاراى نجران را به مباهله طلبيد به ترتيبى كه در تواريخ مذكور است نجرانيان از بيم نپذيرفتند . ( مسعود سالور )