تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1862

مساهمون:

ص١٨٦٢
وقعى گذاشت . ملت ايران در حفظ آزادى و شرف خود بايد بيش از اينها متحمل صدمات و زحمات شود . شما منتظر احكام سيدين سندين باشيد ، هرچه حجج اسلام ما امر كردند بايد با جان و دل اجرا كرد .

آش و پلو

درى كه سابقا از باغ بهارستان به مسجد بود باز كرده به اغلب تفنگ و فشنگ مىدهند . هركس هم مؤونه‌اى نداشته باشد خرج چند شبهء عيال او را مىدهند . آش و پلو هم راه است . اين جمله مختصرى از تقرير جناب ملاباشى معتضد السلطنه بود كه از صبح در مجلس معتكف ، حاضر و ناظر معركه بوده است . وكلا را مجد الدوله همراهى كرده سالما به مجلس رسانيد . حالا مذاكرات چه شده و كى جواب بياورند معلوم نيست . يك دسته سرباز گشتى كه ابدا تفنگ هم نداشتند از دم مجلس رد شده بودند از پشت‌بام به آنها شليك مىكنند . كسى كشته نمىشود . سرباز كنار كشيده فرياد مىكنند ما براى نظم با چماق گردش مىكنيم ، حالا كه ما را بىجهت مىزنيد پس ما هم رفته با اسلحه خدمت مىرسيم . آمدند ميدان شكايت كردند و خواستند با اسلحه بروند مانع شدند .

وضع ولايات

حال طهران كه اين باشد خدا به داد ساير ولايات برسد كه هزار دوست و دشمن در ميان خود دارند . طهران چون هر يك اهل يك ولايت هستند كسى را با كسى كارى نيست . به اين شلوغى باشد واى به شيراز و اصفهان و مشهد . خداوندا خودت رحم كن . سه روز ديگر اين آشوب باشد خداى نكرده نزاعى هم بشود آن‌وقت سفراى دول متحابه و رعاياى خارجه از ما امنيت مىخواهند . چون مقدور نيست و نمىتوانيم امنيت بدهيم سرباز آنها براى حفظ خودشان اول مىآيد . بعد كه سلب امنيت از همه شد براى حفظ عموم « خر ببار باقالى بار كن » . دولت و ملت همه خطا مىروند و عاقبت خوبى ندارد .

مشروطه‌طلب ترسو : مستشار الممالك

سه‌شنبه يازدهم - ( سيمين روز بلوائى ) - صبح بيرون رفتم كسى نيامده بود . بعد كم‌كم نوكرهاى حضرت و الا و خودمان جمع شده هر يك آنچه ديده و شنيده بودند مىگفتند . ميان همه نوكرها مستشار الممالك مستوفى حضرت و الا و برادرش ميرزا ضياء خيلى مشروطه‌طلب هستند . اما فهم و سوادى هم ندارند . مثل همه ايرانيها كوركورانه [ متابع‌اند ] . مكرر اين مستشار وارد شده در يك مسئله كه شنيده بود از روى عقيده