تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1864

مساهمون:

ص١٨٦٤
نفر ديگر هم باز خواسته همچو كارى كند او را دو زخم زده‌اند ، اما كارى نشده و در حوض‌خانهء توپخانه برده معالجه مىكردند . اين پسر يك نفر سمسارى است . اما آن مقتول را كسى نشناخته ، يعنى قطعه‌قطعه شده . حاجى مجد الدوله خدمت شيخ رفته بود كه اين كارها را نظامى بدهد ، هركس خواست اين قسم حركت كند بگيرند . او هم فرستاد جار زدند ، فرياد كردند ، قدغن نمودند .

شاه و مجلس

ناهار آوردند . ما هم دو روز است آنجا سور مىزنيم . بين ناهار مجد الدوله گفت وزير همايون ( حالا قايم‌مقام شده ) از طرف شاه آمد به جناب شيخ و ساير آقايان ابلاغ كرد كه تكليفات شما قدرى سخت بود . من چهار فقرهء آن را به مجلس دستخط كردم . اين چهار فقره كافى [ است ] و اگر قبول كنند شما هم بايد ساكت شويد و اميدوارم آنها هم اطاعت كرده و امر به خوشى و خوبى بگذرد . ناچار به شما صاحب‌منصبها آن چهار فقره را بايد بگويم مسبوق باشيد و بدانيد . زيرا در صورت انكار و لجاج طرفين كار به دست شما خواهد افتاد . نمىشود شهر را اين‌طور گذاشت كه اينها هرچه ميل دارند بگويند و آنها ابدا قبول نكنند . معلوم شد ديروز شاه به وكلا فرموده‌اند شما طرفين گفتگو داريد برويد جواب اينها كه در توپخانه نشسته‌اند بدهيد و با هم صلح كنيد . آنها از شاه استدعا كرده‌اند عرايض آنها را جويا شده به مجلس بفرمايند .

چهار درخواست

اين چهار فقره از آن قرار است : اول توقيف تمام روزنامه‌جات تا در سر صبر قرار صحيحى دربارهء آنها داده شود . تماما تصديق كردند كه روزنامه باعث آبادى [ نيست و باعث ] خرابى مملكت است . اين روزنامه‌ها كه همه خوانده و ديده‌اند چون از روى علم نيست باعث اين همه خرابى است . دوم چند نفر از وكلا و چند نفر از غير وكلا كه فساد عقيده و خيانت آنها اظهر من الشمس و بر همه روشن و آشكار است خارج شوند . سيم قوانين مطابق شرع مقدس نبوى ( ص ) باشد و آنچه تا حال نوشته شده مطابقه شود . چهارم انجمنها كه مايهء فساد و باعث اغتشاش و مال مردم‌خورى شده [ اند ] موقوف شود . اين شق رابع را مجد الدوله گفت گويا تكليف نكردند . معلوم است مطالبى نيست كه هر عاقلى ايراد بگيرد . وكيل بد است عوض كنند . دين ما هم عيسوى نيست ، موسوى نيست ، محمدى است ، قوانين از آن‌رو بايد باشد . با وجود آن دو مرتبه تا حال مخبر السلطنه رفته و هنوز قبول نكرده‌اند . اشتلم مىكنند و مىگويند اطاعت نمىكنيم . جناب ملك المتكلمين معلوم شد فحش زياد در منبر به شاه داده و هرچه خواسته
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1864 | قهرمان ميرزا عين السلطنه