به كرج . آب سوتك خيلى زيادتر از اين است و خيلى بهتر است . آفتابگردان زدند .
چايى را خورديم . يك كره سمند شيرخوار در ميان يونجه مىگرديد شيهه مىكشيد .
قدرى تماشا كرديم . خيلى قشنگ بود . گلپر زيادى بود . قدرى گفتم بگيرند براى شاه نهنه جانم . الموت سوقاتى كه نداشت . از اينجا گلپر براى شاه نهنه جانم ببرم . گردش نرفتيم . فرستاديم صاحب كره را آوردند . گفت مادرش مرده است ، اين بىمادر است .
براى تولوى خان كره را خريديم . خيلى خوب سوقاتى شد . خيلى قشنگ است . داديم دست ناظر . امروز هفت ساعت راه آمديم . پنج فرسنگ بود . آنها مىگفتند دو فرسنگ است . و السلام .
جمعه 27 - سوار اسب كهر شدم . از رودخانهء سوتك كه گذشتيم بغله رفتيم راه بسيار خوب . قاطر بسيار مىرفت زغال بياورد . تا امروز جاده خوب نبود . امروز جاده پهن و صاف بود . راه پاى رودخانه بود . از چند دهات گذشتيم . چون تپرقو بسيار بود اما نرسيده بودند درست رنگ نداشتند . كمى هوا گرم شد تا به رودخانهء شهرستانك رسيديم . اسم آنجا دوآب است . از پاى رودخانهء شهرستانك رفتيم دو سه ده ديگر بود . كرهء كهر كمى لخت است . حضرت و الا شيدا را سوار بودند . هيچ تير خالى نكردم ، چيزى نبود تا به شهرستانك رسيديم . در پاى رودخانه ميان محله بالا و پائين آفتابگردان زدند . ناهار را خورديم تا چادرها رسيدند . امروز راه بقاعده بود .
سه ساعت راه آمديم . خوابيدم . سه ساعت به غروب مانده بيدار شدم . متصل قاطر براى زغال مىرود . حمام خبر كرده بودند ، رفتيم حمام . بسيار حمام بدى بود كه هزار رحمت به حمامهاى الموت ، آب بد ، حمام بد ، راه بد ، خيلى بد بود . بخصوص عليمردان تعريف مىكرد . به تعريف عليمردان رفتيم . عصر گردش نرفتيم . چيزى امروز نزديم .
غروب يك ماهىگير آمد ماهى گرفته بود از رودخانه . ماهى قزلآلا بود . چند دانه خريديم . دو سه دفعه پيش من تور انداخت نگرفت . الان يك ساعت و نيم از شب گذشته است كه در چادر نشستهام . هوا سرد است . خوب جائى است . كره الحمد لله سلامت است . الان با ناظر رفتيم شير برايش برديم خورد . علف هم مىخورد . خيلى خوب است . استاد آمد . زن استاد در چادر سر گوسفندهاست .
يوم شنبه 28 شوال المكرم - صبح زودتر از حضرت و الا سوار شدم . من و طاهر خان و محمد رفتيم به تماشاى عمارت . هوا بسيار سرد بود . عمارت نيمفرسنگ دور از ده است . رفتيم تا به عمارت رسيديم . پياده شديم رفتيم تماشا . يك عمارت هم تازه بنا كرده بودند . خيلى خوب جائى بود و خوب عمارتى بود ، تماشا كرديم . همه جور گل بود . بعد سوار شديم رفتيم دم چشمه . چشمهء بسيار بزرگ و خوبى بود . قدرى بالاتر اول چشمه اين رودخانه است . قدرى ايستاديم تا حضرت و الا رسيدند . به راه افتاديم تا نزديك چشمهها رسيديم . دو سه چشمه بود . از دو سه چشمه ماشاء الله اين همه آب مىآيد . خيلى سربالائى بود ، ولى راه بسيار خوب بود تا به چادرها رسيديم . زن استاد آمد ماست و نان آورد . گرفتيم انعامش را هم داديم . باز سربالائى بود . خيلى رفتيم راه دوتا شد . از يك ورككن پرسيديم كه راه توچال كدام است ، نشان داد . بنه از
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٩٩