تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
نمىدانند . در اين كار يد طولائى دارند . افسوس ، افسوس . مسيو تيلر معلم انگليسى سالى دو سه هزار تومان پول مىگرفت يك شاگرد صحيح تربيت نكرد . اين شاگرد نمرهء اول آن مسيو پدرسگ بود . گويا ده سال است زبان انگليسى مىخواند و حرف زدن را بلد نيست . مثل يحيى ميرزا بود كه در شميران مىآمد . بارى يك ساعت به غروب مانده منزل آمدم . هوا امروز سرد و درجهء سانتيگراد سه درجه زير صفر بود . يخ بسته بود . تا حال هواى طهران از پنج درجه پائين صفر بيشتر سرد نشده ، اين چند روزه دو سه درجه بالاى صفر بود . امروز سرد شده است . شب هوا ابر بود . بخارى گلخانه را دادم روشن كردند .

رسم كارت گذاشتن

پنجشنبه 26 - صبح منزل آقاى عماد السلطنه رفتم . از آنجا به خانهء حضرت مستطاب و الا رفتم . بعد از ناهار حمام رفتم . هوا ابر بود ، كوچه‌ها گل بسيار داشت . ديشب يخ نبسته بود . خانهء محمد ميرزا رفتم تشريف نداشتند « كرت » « 1 » گذاشته به توپخانه رفتم . تا يك ساعت به غروب مانده آنجا بودم . امين نظام دستور العمل مطلبى دادند . . . « * » خدمت حضرت و الا رفتم . مسودهء عريضه كرده مغرب منزل آمدم . تا جواب عريضه چه آيد و چه شود . هوا ابرست . جمعه 27 - صبح خانهء امين نظام رفتم . روضه داشت . ظهر منزل آمدم . اعليحضرت پنج‌شنبه به قصر دوشان تپه تشريف‌فرما شده‌اند .

جيره ، مواجب ، عليق

شنبه 28 - صبح خانهء آقاى نايب السلطنه رفتم . جمعى از امراء بودند . ناهار آنجا صرف شد . بعد از ناهار خدمت آقا مشرف شديم . خيلى اظهار مرحمت فرمودند . مقرر شد به نظام الملك از سال آينده جيره و عليق سرتيپ در بودجهء نظامى جهت من نوشته شود . مكرر سؤال فرمودند كه مواجب و جيره ندارى ؟ عرض كردم خير ، از آقاى عماد السلطنه بپرسيد . عرض كردم مواجب ندارند ليكن جيره دارند . در وقت مرخصى هم مجددا فرمايش فرمودند چون موقع بود عريضه را به لحاظ مباركشان رسانيدم . جواب فرمودند اين . . . « * » داده شده است ، فكر . . . « * » ديگر بكنيد . يك ساعت ربع از ظهر گذشته خانهء حضرت و الا رفتم . چايى خوردم و نماز كردم به توپخانه رفتم . دو اسم . . . « * » نوشته شد كه انشاء الله تعالى فردا ببرم و عرض كنم تا خدا چه خواهد . هوا گاهى آفتاب و گاهى ابر بود سرد شده است . يكشنبه 29 - درب خانه رفتم . آقاى نايب السلطنه جهت كسالت داشتن پسرشان امير توپخانه اوقاتى نداشتند و اندرون بودند ، ملاقات نشد . شب منزل نصير الدوله وعده داشتم . شب شش مولود تازه است . خداوند دخترى عطا فرموده است . اسمش را
هامش
( 1 ) -carte( * ) نقطه‌چين در اصل است .