تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ايشان و تولوى خان سوار شده كه تماشاى آمدن امين اقدس را بكنيم . از مشهد مقدس تشريف مىآورند ، خيلى به تفصيل . از اينجا هم افاقه‌اى نشد . چشم به همانطور سابق است . انشاء الله به كربلا بروند شايد آنجا شفائى بدهد . از فرنگ هم كه خوب نشد . در خيابانها خيلى گردش كرديم . اين سفر هم گويا هفتاد هشتاد هزار تومان مخارج راه امين اقدس كرده‌اند . هوا عصر ابر بود . گاهى آفتاب ، خيلى سرد بود . ديشب باران آمد . امروز صبح درخت و زمين « قرو » زده بود . امروز بخارى روشن كردم . غروب منزل آمدم .

باغ و نارنجستان

سه‌شنبه 12 شهر ربيع الثانى - صبح زود به ميدان رفتم . آقاى نايب السلطنه چند روز است كه به قم تشريف برده‌اند . امين نظام بودند . مدتى توقف شد . هوا خيلى سرد بود . آتش مطلوب است . بعد از ميدان منزل آمدم . باغ آن‌قدر از آمد و شد كوبيده شده است كه بايد با گاو شخم كرد . با بيل نرم نخواهد شد . گلهاى باغ را در يك اطاق كه سابقا نارنجستان كوچكى بود رو به مشرق گذاشته‌ام . پانصد ششصد گلدان هست . جايش چندان گرم نيست . تا عصر منزل بودم . عصر قدرى گردش رفتم . امروز آفتاب خوبى بود . كوچه ما كثيف است . گرد و خاك كمتر شده است . . . « * » الان ساعت دو از شب رفته زير كرسى نشسته‌ام . هوا ماهتاب است . پنجشنبه 14 - ميدان مشق رفتم . امين نظام و آقاى عماد السلطنه بودند . توپچى عماد السلطنه از سفر خراسان مراجعت كرده امروز به حضور بردند كه مرخص شوند . منزل آمدم . ايلخانى پسر عضد الملك آمد . على اكبر خان پسر ميرزا اسحق خان هم بود . تا عصر به صحبت گذشت . غروب با تولوى خان كه منزل ما بود به خانهء حضرت و الا رفتيم . شب آنجا ماندم . الحمد لله حال نواب عليه بهتر است . روز يكشنبه حمام داده‌اند .

زيارت حضرت عبد العظيم

جمعه 15 - بعد از توپ ظهر با تولوى خان سوار اسب دلبر شدم به منزل خودم آمدم . توله‌ها را برداشته رفتيم . محمد ميرزا پسر حضرت ملك‌آرا با سلطان محمد خان مىرفتند به حضرت عبد العظيم ، در خيابان پشت خانهء خودمان به آنها رسيديم . به اتفاق رفتيم از راه جوانمرد قصاب . ميرزا على پسر وزير دفتر هم بودند . ما خيال حضرت عبد العظيم را نداشتيم . با آنها موافقت كرديم . دو ساعت به غروب مانده رسيديم . زيارت و نماز نموده از همان راه مراجعت كرديم . شكارى پيدا نشد . صحبت و شوخى زياد شد . تولوى خان هيچ شكارى پيدا نكرد و هوا ابر بود . خوب هوائى بود . كمتر وقت در طهران هوا به اين خوبى ديده شده است . الحمد لله خوش گذشت . . . « * »
هامش
( * ) نقطه‌چين در اصل است .