كفش از پا بيرون مىآورند تا مراجعت به همانجا مىپوشند . وقت زيارتنامه خواندن هم خيلى تماشا دارد . يك نفر چند پول در روى آستانهء در گذاشته هركدام از تركها آنجا را ماچ مىكنند آن سيد آهسته مىگويد « نيازىور » و اينها يقين دارند كه اين پولها را بايد بدهند و متصل پول نياز و ماچ و غيره مىدهند . يك دسته زوار مازندرانى و رشتى آمده است . تماشاى آنها هم زياد است . تركها كلاه بزرگ ، سرداريهاى گشاد ، هيكلهاى قوى [ دارند ] مازندرانيها برعكس كلاه كوچك ، نيمتنه دربر ، شلوار گشاد . همهجور آدمى هست اين دو سه روز خيلى رفتهاند .
عصر پسرهاى مرحوم ميرزا موسى وزير لشكر ديدن آمدند . در راه همراه ما بودند . پانزده روز ديگر مىروند . تا يك ساعت از شب رفته در حرم مطهر به سر رفت . شب الحمد لله خوش گذشت . . . « * » ساعت چهار استراحت شد .
شنبه سيم شهر ربيع الاول 1308 - صبح حرم مشرف شده بعد منزل آمديم .
اهل قم خيلى بد چادر سر مىكنند . مثل مردهء كفن كرده چادر بر سر مىكنند . چادر شب رختخواب بر سر مىكنند . بعضى از معتبرين روبند مىزنند و برخيها اغلب بىروبند با دو دست جلوى چادر را گرفته و يك چشم خود را از يك طرف بيرون مىگذارند ، خيلى بدشكل و بدتركيب كه اگر حورى در توى آن باشد آدم رغبت نمىكند به نگاه كردن . خيلى كم چادر سياه بر سر دارند و اهل قم خوشگل نيستند . آب و رنگ خوبى هم ندارند . نمىدانم هفده فرسنگ راه چقدر فرق دارد . يك نفر از آن كاشيها اينجا پيدا نمىشود . نمىگويم ممكن نيست ولى كم است . ولى مردهاشان مؤدب هستند .
شب هم به زيارت مشرف شديم . قاطر پيدا نمىشود كه آقاى عماد السلطنه تشريف ببرند . چون كجاوه و بارهاى دولا ندارند كرايه نمىدهند .
لعلبار - اناربار
يكشنبه 4 - صبح نواب عليه و سايرين به امامزاده هادى و مهدى ( ع ) تشريف بردند . يك فرسنگ كمتر راه است . قدرى با آقاى عماد السلطنه و محمد حسن ميرزا به گردش رفتيم . از رودخانه گذشتيم . اين رودخانه سابقا آبش كم بود . تا به اين پل نمىرسيد . ولى چند سال است كه آب زياد شده به اين جاها بلكه خيلى پائينتر مىرسد .
متولىباشى مىفرمودند كه سرچشمهء اين رودخانه از كوههاى بختيارى و فريدن مىآيد ، از كوه زردكوه . اين آب از جنوب آن كوه سرازير مىشود و رودخانهء زايندهرود از سمت شمال از سرچشمه به پائين . اول اسم او را لعلبار مىگويند و پس از آن تا به اينجا اناربار . آبش شيرين و گواراست .
غروب به زيارت مشرف شديم . قاطر رأسى پانزده هزار ، آقاى عماد السلطنه
هامش
( * ) نقطهچين در اصل است .