انتخاب كنند . تا آخرش چه شود . حسام الملك حاكم كرمانشاهان به رحمت خدا رفت .
شاهزاده خانم كار خود را صورت داد . سه ماه بيش نيست كه زن او شده . اين چهارمين شوهر است كه اين شاهزاده خانم كشته . نمىدانم خدا براى اين زن چه خواسته . زن هركس مىشود يك سال زيادتر طول نمىكشد آن شوهر يقين خواهد مرد . چنانچه در وقتى كه زن حسام الملك شد مردم اشعار زياد گفتهاند و از جمله اين يك مصرع « ليكن عجوزه عروس شوىكش است . » و همينطور شد . زياده چه نويسم ، 1307
روز يكشنبه 9 - خدمت حضرت و الا رفتم . عصر نواب عليه عزيز الدوله تشريف آوردند . مطلب تازه اتفاق نيفتاده .
دوشنبه 10 - صبح سوار شدم به طرف شمران . از خانهء من تا دروازه مسافت زيادى است . گويا سه ربع فرسنگ باشد . توله ترمه و استاپ را با يك تازى كه تازگى شخصى براى من فرستاده جلو روانه كرده بودم . حضرت و الا و تولوى خان در كالسكه جلوتر از من رفته بودند . يك ساعت به ظهر مانده به تجريش رسيدم .
ديوارها را كاهگل مىكردند . قنوات حضرت و الا را مشغول سنگچين و كندن بودند .
مقنى مىگفت پنج روز ديگر آب درمىآيد . اين قنوات خيلى قديم است . حضرت و الا با باغ پائين خريدند . چند سال است محض اينكه « شولات » است خوابيده ، ولى آب از چاههاى آن به باغ معير جارى است . حال مشغول درست كردن آن هستند . انشاء الله آب خوبى بيرون خواهد آمد . تا عصر به خوبى گذشت . ياد از خوشيهاى چندى پيش شد . يك ساعت و نيم به غروب مانده در كالسكه نشسته غروب به منزل حضرت و الا پياده شديم . ديشب منزل آقاى عماد السلطنه بودم . اميرزاده دائى جانم با ابو الحسن خان تشريف داشتند . بسيار خوش گذشت . امشب هم منزل جديد محمد حسن ميرزا دائى جانم وعده داريم . چند روز است كه خانه را كاهگل مىكنند . كاه خروارى سيزده هزار است .
ترجمهء قانون عثمانى
قانون عثمانى را حضرت و الا ملكآرا ترجمه مىكند . قانونهاى ديگر را حاضر ندارند . مشغول تحصيل و پيدا كردن آنها هستند . ولى اين كار سر نخواهد گرفت ، به جهت اينكه اجراكنندهء آن كسى نيست . چندى ديگر معلوم خواهد شد . بسى از اين چيزها شنيده و ديدهايم .
سهشنبه 18 شهر ربيع الاول - ناهار وعده به خانهء شارژدافر انگليس داشتم .
ساعت دوازده و نيم كه نيمساعت از ظهر گذشته باشد به سفارت رفتم . يك نفر انگليسى كه تازه از راه خراسان آمده و آنجاها را سياحت نموده و از اجزاء پارلمنت هم هست آنجا بود . بارى بعد از قدرى صحبتها به سر ناهار كه در حقيقت عصرانه است رفتيم . خوراكهاى خوبى آوردند . آن شخص انگليسى كامل است . گويا چهل سال بيشتر نداشته باشد . خيلى آدم بافهم خوبى بود . شارژدافر مىخواست خدمت شاهزاده ظل السلطان برود . شاهزاده سه روز است آمده . روز عيد آمده . دو ساعت از ظهر رفته به خانهء حضرت و الا رفتم . تازهاى اتفاق نيفتاده است .