رفتم . انشاء الله مبارك است . محمد حسن ميرزا غروب تشريف آوردند ، منزل آقاى عماد السلطنه بودند . اينهم از سعادت بود كه ايشان سرافراز فرمودند . اين خانهها مشرف به يك باغ دو هزار و پانصد ذرعى است و يك طويلهء پانصد ذرع و يك بيرونى هزار و چيزى بالا ، اندرون هزار و هفتصد ذرع ، كليهء اينها شش هزار ذرع . خانهء خوبى است . براى من زياد است . الان دو ساعت از شب رفته تنها نشستهام و مشغول نوشتن اين مختصر يادداشت هستم . بهترين كارها روزنامه نوشتن است كه سالها در حيات و ممات باقى است و حالت و رفتار و گزارشات شخص معلوم است .
هزار سال ديگر اگر اين روزنامه باقى باشد گزارشات عمر بطور صدق باقى است .
بهتر آن است كه به خط خودم آدم باشد . زياده چه شرح دهم .
ساعت « جنو »
پنجشنبه 6 ربيع الاول - صبح زود رفتم ميدان مشق . هوا قدرى سرد شده كه شبها يخ مىبندد . با وجود نيامدن باران شب از اطاق بيرون آمدن ممكن نيست .
ميدان خبر تازهاى نبود . از آنجا رفتم خانهء حضرت و الا . قدرى گلويشان درد مىكرد .
كرسى گذاشته بودند . در حقيقت مىچسبيد و به موقع بود . ساعت من را ابو الحسن خان دو روز است فرستاده . طريقهء كوك كردن آن را نمىدانستم خود ابو الحسن خان هم بلد نبود . در جيب گذاشته بىآنكه بدانم قدرى راه رفتم به راه افتاد . معلوم شد از راه رفتن كار مىكند . مثل ساعتهاى انگليسى شيشهء آن را بلند كردم و عقربهها را مطابق وقت كردم تا غروب به خوبى كار مىكرد . اين ساعت از كارخانهء معتبر « جنو » است . در سنهء 1789 كه سال جمهورى فرانسه [ بود ] و آن بلاها را به سر پادشاه درآوردند اين ساعت ساخته شده . براى همين مطلب گويا فرانسهها طالب باشند كه اگر در « اكسپوزيسيون » برده بودند خريدار بيشترى پيدا مىكرد . بارى شب كه خوابيدم كار مىكرد . صبح كه برخاستم خوابيده بود . معلوم شد اگر مدتى شخص راه نرود خواهد خوابيد . گفتم ساعتساز بياورم شايد آنها بلد باشند . غروب به خانهء خودم آمدم .
صبح جمعه 7 - ديشب يخ بسته بود . هوا به شدت سرد است . عطاء الله ميرزا و سليمان ميرزا اينجا هستند . از شدت سرما بخارى روشن كردم . بسيار مطبوع است .
الان چهار ساعت به ظهر مانده كه در اطاق نشستهام بخارى مثل ساير سالها دود نمىكند و به قاعده مىسوزد .
نوشتن قانون - فوت حسام الملك
اخبار تازه اين است كه ظهرها توپ مىاندازند . به قاعده اينطور مىنمايد كه ساعتها را بايد ظهر كوك كرد . گويا مىدانستم كه مدتى است ساعت خودم را ظهر كوك كردهام و حكم به وزراء شده قانون بنويسند . دستور عثمانى و كد ناپلئون و قانون روس و اطريش را بنا شده ترجمه كنند و از ميان آنها براى ايران قانونى