تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

دركه و هفت حوض

چهارشنبه 13 صفر - ديروز آقاى عماد السلطنه و ميرزا على اصغر خان تشريف آوردند . امروز صبح در ركاب حضرت و الا سوار شديم به طرف آبشار دركه و هفت حوض . نواب محمد حسن ميرزا هم بود . از سابق مىدانستم كه ميرزا على اصغر خان از اسب و سوارى وحشت دارد و خيلى كم سوار مىشود ولى به تحقيق نمىدانستم . امروز اسب دلبر را براى ايشان تعيين كردند . اسب آرام خوبى است . از بيراهه زده تا دركه حضرت و الا و محمد حسن ميرزا با من جلو بوديم . آقاى عماد السلطنه و ميرزا على اصغر خان و تولوى خان عقب بودند . تا اينجا را به يك طورى ميرزا على اصغر خان آمد كه خيلى تماشا داشت و بقدرى مىترسيد كه حساب نداشت و همه را قسم مىداد كه مرا به همراهى على اكبر خان پيشخدمت روانهء منزل كنيد . با وجود اينكه راه قدرى سرازير و سربالائى داشت تا دركه راه بدى نبود . از بالاى دركه به اصرار زياد و قسم دادن بيشمار با على اكبر خان مراجعت به منزل كرده از راه ده به قدرى ترسيده بود كه ما فوق آن متصور نيست . چند جا راه بسيار بد بود . پياده رفتيم . از هفت حوض گذشته به آبشار رفتيم . آقاى عماد السلطنه آمد و تفصيل را گفت و مىفرمود نزديك بود گريه كند . آبشار جاى خوبى است . از دو طرف سنگها جلو آمده مثل اطاق شده و از ده ذرع بلندى آب كمى مىآيد . چند درخت هم كاشته‌اند . جاى خوبى است . سقف آبشار باز است ولى وسعت كمى دارد . ناهار خوبى كه چند جور كباب و چلو و پلو و تخم‌مرغ بود تهيه شده بود . پارسال به همراهى امين حضور به اينجا آمديم . مىگفتند امين حضور اين چند درخت را با زمين كم آبشار به بيست تومان خريده . جاى خوبى بود . نيم ساعت از ظهر گذشته سوار شديم كه به روضه برسيم . زمين اينجا پانصد فوت از زمين تجريش بلندتر [ ست ] و دو ميل راه بود . در نزديك هفت حوض پياده شديم . اسبها را قدرى بالاتر نگاه داشتند . هفت حوض را تماشا كرديم . هفت حوض از سنگ كبود به وضع طبيعى است كه مرتبه به مرتبه آبشار هم دارد . سيل آمده بود . حوضها پر از شن شده بودند . پنج ساعت به غروب مانده منزل رسيديم . ميرزا على اصغر خان خواب بود و هيچ از اين حركت خجالت نمىكشيد . مىگفت كارى كه امروز من كردم رستم نكرد . شب بسيار خوش گذشت . آقاى عماد السلطنه فردا شب هم تشريف دارند . روضه بسيار جمعيت مىشود . زن زياد مىآيد . ذاكرين هم بد نيستند . دو نفر كور هم روضه مىخوانند . يك نفرش بسيار خوب مىخواند و شعر هم مىگويد . تخلص « اعمى » دارد . شب هوا بسيار خوب است . دوشنبه 18 - امروز جمعيت روضه بقدرى بود كه تمام فضاى مجلس گرفته شده بود . زن خيلى زيادتر بود . الحمد لله به خوبى امروز تمام شد . خداوند قبول فرمايد . شارژدافر فرانسه يك تولهء شيرخوار براى من فرستاد . در شبى كه حضرت و الا و من را مهمانى كرده بود وعده كرد امروز فرستاد ، رنگش خاكسترى و زير شكم و دست و پا سفيد است . نوشته بود از بهترين جنس توله‌هاى فرنگ است . خيلى تعريف
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 240 | قهرمان ميرزا عين السلطنه