سرد است . صداى آب مىآيد .
منع چراغانى
عصر سهشنبه پنجم شهر صفر - به اتفاق نواب و الا محمد حسن ميرزا رو به شهر روانه شديم . در راه ميرزا غلامرضا به تجريش مىآمد گفت در شهر چراغان نيست .
ذات همايونى تلگراف فرمودهاند چراغان نكنند . در پائين باغ صبا كه دو فوج قزوين ، يك فوج دماوند اردو زدهاند اميرزاده دائى جانم سوار كالسكه نشسته رو به شميران مىآمدند . ما را كه ديدند از احوال تولوى خان پرسيدند . گفتم الحمد لله بهتر است و حضرت و الا فردا به شهر خواهند آمد . فسخ عزيمت كردند . در كالسكه نشسته مراجعت كرديم . غروب به منزل جديد اميرزاده رفته از آنجا به اتفاق به خانهء ميرزا على اصغر خان [ رفته ] ايشان را هم برداشته به خانهء آقاى عماد السلطنه برديم .
آنجا رسيديم ، معلوم شد كه آقاى عماد السلطنه تشريف داشتند . بىخبر وارد شديم .
اميرزاده دائى جانم تا بعد از شام تشريف داشتند . شب در اطاق جديد كه رو به شمال ساخته شده استراحت كرديم . هوا خنك ولى كثافت و گرد و خاك بطور سابق بود .
جشن تولد شاه - تراموا
چهارشنبه 6 - عيد تولد اعليحضرت همايونى است . دو ساعت به ظهر مانده به اتفاق آقاى عماد السلطنه و اميرزاده به منزل آقاى نايب السلطنه رفتيم . آقا تشريف نياورده بودند . حضرت و الا و نصير الدوله در اطاق بودند . قدرى گذشت آقا تشريف آوردند . جمعيت زياد بود . ناهار آنجا صرف شد . بعد از ناهار رفتيم به خانهء حضرت و الا . محمد حسن ميرزا رفتند به ملاقات برادرشان محمد ميرزا كه مدتى در پاريس بود و تازه آمده . بعد آمده به اتفاق تجريش برويم . در خيابانها ترامواى مىكشند و بعضى جاها تمام شده . چندى بعد به راه خواهد افتاد . كوچههاى شهر را حكم شده پاك كنند . بيش از دو سه روز اين حكم دوام نخواهد داشت مثل ساير حكمها . حضرت و الا دو ساعت به غروب مانده با ميرزا محمد حسين حكيم در كالسكه نشسته به شمران تشريف بردند . من تا يك ساعت به غروب مانده معطل محمد حسن ميرزا شدم نيامد .
آخر مأيوس شده سوار شدم يك ساعت از شب رفته به باغ رسيدم .
شش روضهخوان
شنبه نهم صفر - اسباب روضهخوانى را فراهم كرده از امروز چهار ساعت به غروب مانده شروع شد . شش نفر روضهخوان از تجريش و چيذر معين كرده جلوى عمارت باغ روضه خوانده شد . نيم ساعت به غروب مانده امروز تمام شد . جمعيت زياد آمده بود . هوا سرد شده است . حضرت و الا در شهر تلگراف تهنيت [ ورود ] به حضور مبارك زده بودند . جواب مفصلى امروز رسيد . زياده مطلبى ندارم .