تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اندرونى تازه تمام شده . باز كار زياد دارد . آب معير مدام مىگذرد . عماد السلطنه ، محمد حسن ميرزا ، على اصغر خان تشريف داشتند . هوا گرم و كثافت كوچه‌ها بسيار بود . تا سه ساعت به غروب مانده آنجا بوديم . بعد به خانهء آقاى عماد السلطنه رفتيم . مترجم الممالك آمد قدرى انگليسى خواندم . ساعت دو و ربع سوار اسب قيقاج شده به منزل حضرت و الا ملك‌آرا رفتم . قدرى حالشان خوب نيست . تب و نوبه مىكنند . از آنجا به منزل محمد ميرزا ولد ايشان رفتم ، تشريف نداشتند . چاى و هندوانه خورده به شمران رفتيم . دو ساعت از شب گذشته در باغ پياده شديم . تمام گرماى شهر به يك طرف كثافت كوچه‌ها به يك طرف . انشاء الله عصر جمعه حركت به سمت الموت خواهد شد . چهارشنبه 25 - حضرت و الا به شهر تشريف بردند جهت بعضى كارها . عصر گردش مفصلى كردم .

سرخه‌حصار جاى بدى است

عصر پنجشنبه 26 - به سرخه‌حصار باغ مرحوم ميرزا عبد الله مستوفى ديدن نصير الدوله رفتم . چند روزى است نصير الدوله آنجا پيش خواهرش رفته ، جاى بسيار بدى است نزديك سوهانك و خيلى گرم . نيم ساعت از شب رفته به باغ آمدم . آقاى عماد - السلطنه تشريف آورده بودند .

سفر الموت

ورود به كن

جمعه 27 ذيقعده پنجم اسد 1306 هجرى / 26 جولاى 1889 مسيحى - صبح نصير الدوله آمدند . محمد حسن ميرزا هم بود . دو ساعت و نيم به غروب مانده سوار اسب شيدا شدم رو به سفر الموت . آقاى عماد السلطنه تا اوين تشريف آوردند . از آنجا وداع كرده رو به كن روانه شديم . سه ربع از شب گذشته به عمارت همايونى در كن پياده شديم . بار آشپزخانه نرسيده بود . قدرى حاضرى خورده خوابيديم . در اين سفر سى نوكر ، پانزده اسب ، سى و شش قاطر همراه است . توله استاپ كه تازه جناب ساعد الدوله داده و تقريبا بيست روز دارد با توله ترمه همراه است . استاپ را مهترها روى بار مىگذارند . شب هوا بسيار گرم و بد بود . كن ده بزرگ معتبرى است . ميوهء آن انجير و توت و انار است . چيز ديگر كم دارد . شب بسيار كم خوابيدم .

تلگراف شاه

شنبه 28 ذيقعده - پنج به ظهر مانده بيدار شدم . تمام اسبابها را بردند به كرج ، جز دو نمد آبدارى چيز ديگرى نبود . ناهار مختصرى خورده حضرت و الا خوابيدند . آقا حسين ناظر هنوز نيامده بود . من خوابم نبرد . قدرى گذشت مشهدى على