تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
نيست . ميل شاه بود و فراست شاه . توپ و تفنگهاى ظل السلطان آن هم حكم آوردن فرمودند . تمام قورخانه‌اش را حمل به طهران مىكنند . حكومت اصفهان باقى ماند ، آن هم جلال السلطنه [ شايد ] برود . از تمام شهرها اصفهان باقى ماند .

حكام جديد

به نقد حكامى كه معين شده است احتشام الدوله به حكومت فارس و حسام السلطنه به حكومت گيلان ، اعتضاد الدوله حكومت قم ، شهاب الملك حكومت مازندران . بعضى را هم مىگويند ولى هنوز صدقش معلوم نيست . باقى ولايات بىصاحب مانده است ، تا خدا كه را خواهد . « تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد » . تمام شهر پر از اين خبر است . چيزها شنيده مىشود كه عقل حيرت مىكند . آن چند نفر كه نوشته شد خلعت پوشيدند و فردا و پس‌فردا عازم به صوب مقصود خواهند شد . ديروز هم پالتوى ترمه جهت ظل السلطان برده شد و امروز به حضور مبارك مشرف شد . گويا خلعت حكومت اصفهان بود . اين فرد را صحيح گفته‌اند « فواره چون بلند شود سرنگون شود » . شب دوشنبه 14 قلمى شد 1305 . قهرمان قاجار

حكام جديد ديگر - ايجاد پليس

ديروز كه روز سه‌شنبه 16 شهر جمادى الاخرى بود بعضى از حكومتها داده شد . حكومت يزد به عماد الدوله ، كردستان به سهام الدوله ، حكومت عراق به اعتضاد الملك ، حكومت ملاير و تويسركان و نهاوند به سيف الدوله . ديروز اشخاص ذيل خلعت پوشيدند . چند حكومت ديگر باقى است . تمام اين حكومتها دست يك نفر بود . به حمد الله كه گرفته شد . خداوند عمر شاه را طولانى كند كه كار نيكوئى فرمودند . هركدام از اين حكام دو نفر همراه از ديوان دارند : وزير ماليات و رئيس ديوانخانه . گويا قدغن شده است كه در ولايات ايران پليس راه بيندازند . به هرحكومتى يك نفر پليس روانه خواهد شد كه ادارهء پليس راه بيندازد و كار خوبى خواهد شد . صبح روز چهارشنبه قلمى شد . امروز چند روز است كه از صبح تا غروب همه‌اش ابر است . گاهى به شدت باران مىآيد ، گاهى نمىآيد . خيلى باران آمده است . اغلب از اوقات باران مىآيد ، الان هم در كار آمدن است .

قيمت حمل آدم هنگام بارندگى

ديروز كه روز جمعه 18 شهر جمادى الثانى بود چهار ساعت به غروب مانده به اتفاق اميرزاده دائى و آقاى ميرزا آقا سوار كالسكه شده به طرف دولاب باغ سهام الدوله رفتيم . باران مىآمد ، ولى جاى ما خوب بود . پدر نوكر درآمد . هوا مثل هواى بهشت بود . سبزه‌ها درآمده بودند . گل نرگس در باغ بىاندازه بود . خيلى مصفا بود . قريب يك هفته است كه تمام اوقات باران مىآيد . پريشب و ديشب بارانى آمد كه چه بنويسم . در حقيقت سيل از آسمان مىآمد ، باران نبود ، ناودانها قريب چهار ذرع جلو