تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
عاليه به حضرت عبد العظيم رفتيم . نواب عليه در كالسكه تشريف داشتند . در يكى از خانه‌هاى شهر منزل گرفته شد . بعد از زيارت به خانه آمديم . جناب ميرزا آقا تشريف داشتند . شب يك دفعه به زيارت رفتم . جمعيت كم بود . صبح قدرى گشت رفتم . بعد از ناهار جمعيت زياد شد . والدهء حضرت مستطاب و الا هم تشريف آوردند . سه ساعت به غروب مانده حركت كرديم . كالسكه بسيار تند آمد . يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم . معتبرين بسيار مىرفتند . گرد و خاك بد نبود . روز غرهء رجب مراجعت شد .

نوروز 1305 - سيچقان‌ئيل

شب سه‌شنبه ششم شهر رجب المرجب 1305 هجرى و سنهء 1888 عيسوى - يك ساعت به دسته مانده به اتفاق تولوى خان و ميرزا تقى خان به طرف درب خانه روانه شديم . محض رسيدن در باغ باز باشد . در باغ رفتيم . در اطاق مباركهء موزه ايستاديم تا ذات ملكوتى صفات همايونى تشريف آوردند . بعد از فرمايشات و دادن دست لاف نجم - الملك پيش آمده با صورت بسيار خوب تقرير گذشتن سال كهنه و داخل شدن سال نو را با حنجرهء داودى كردند . بعد از رفتن علما شاهى از دست مبارك گرفته بيرون آمدم . فرج الله خان كفشها را سپرده بود پوشيده و قدرى در باغ گردش كردم و رو به خانه آمدم . از خانه به خدمت والدهء حضرت و الا مشرف شدم . بسيار روز مبارك خوبى ايت . خداوند مبارك كند . دوازده دوره سال تركى به اتمام رسيد . دوره از سر شد . امسال سال سيچقان‌ئيل است . در طهران ، قهرمان قاجار . صبح چهارشنبه هفتم - به خدمت حضرت مستطاب و الا ملك‌آرا و خدمت حضرت و الا حاجى معتمد الدوله مشرف شدم . از آنجا به خانه آمدم . امروز سلام منعقد نشد ، فردا خواهد بود . شش ساعت به غروب روز پنجشنبه مانده در خدمت حضرت و الا به سلام رفتم . بعد از انعقاد سلام با اميرزاده محمد حسن ميرزا خدمت نواب عليه عزيز الدوله رسيده مطلب تازه‌اى نبود . شش ساعت به غروب روز سه‌شنبه 13 رجب المرجب مانده به سلام رفتم . مدتى با سركار ايلخانى در باغ به صحبت و گردش گذشت تا سلام منعقد شد . امروز روز مباركى است عيد مولود حضرت امير المؤمنين صلوات الله و سلام عليه است . سلام زود تمام شد . در خدمت آقاى عماد السلطنه مراجعت به خانه شد . هوا چند روزى است سرد كرده . آتش صبحها لازم مىشود . به اصطلاح « سرماى گل سرخ » مىگويند . گاهى باد هم مىوزد . زياده مطلبى نيست . و السلام . جمعه 16 شهر رجب المرجب - به اتفاق سركار آقاى عماد السلطنه و جناب ميرزا آقا و طاهر خان به ده سيمان رفتيم كه اگر قابل و خوب است نواب عليه ابتياع فرمايند . در مرجان‌آباد ناهار مهمان حسين خان بوديم . راه سه فرسنگ بود . ناهار در مرجان‌آباد صرف شد و هوا بعد از ناهار گرم شد . اين روزها صبح سرد و بعد از ناهار