از سردار كل براى الموتى كه مخارج چند نفر ، الموتى كه جزو متجاسرين و رهايشان كرده بودند بنمايد . بعد ناهار خوبى تهيه . فرخى هم جاى ديگر ، و نتوانست بيايد . بعد چايى ، عصر بيرون آمديم . من از خانهء الموتى خروس را گرفته به خانه آمده . مقارن مغرب بيرون آمده به خانهء دكتر على رضا رفته ، سمسار ، ميرزا حاج آقا ، اكبر آقا ، عين ، هرندى و ميرزا فضل الله هم آمده تا ساعت سه از شب صحبت . بعد بلند شديم . من به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
به اميد فرج
يكشنبه 24 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى و شير ، اكبر آقا آمد ، قدرى صحبت .
بعد اوراق مطبوعه زايدى بود به ايشان داده . بعد رفته . من هم بيرون آمده ، هوا صاف و خيلى سرد . يك به ظهر به خانهء سردار مفخم رفته چايى ، مشغول صحبت تعيين تكليف كه ما وكلا مسلما در مجلس رد قرارداد را مىنمائيم ، بعد نمىدانم چه كنيم . گفتم تا نفوذ انگليس است ، همهچيزش بد است و به عقيدهء من بايد وكلا استعفا نمايند كه مجلس رسمى نداشته باشيم تا بعد فرجى برسد .
بعد ناهار مفصلى يمين الدوله ، رئيس معارف قزوين هم آمد . على نقى ميرزا هم بود . بعد چايى و صحبت . قرار شد در استعفا مطالعاتى كرده خبرى به من بدهد .
بعد بلند شده سوار واگون و به خانهء الموتى رفته ، فرخى . خرقانى ، ميرزا رضا خان ، ميرزا على خان ، آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى هم بودند . خرقانى گفت مجله چلوارى « 1 » تمام شود كه اگر مجلس و وزرا در باب قرارداد عنوانى بنمايند ما ملت آنها را معزول و منفصل مىكنيم . گفتم ابدا صلاح نيست كه اقرار به وكالت آنها است و خطرناك است . بعد خيلى صحبت شد . ساعت نيم از شب بلند شده . من به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
در رد كرزن
دوشنبه 25 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى و شير ، در خانه مشغول تحرير .
سردار صولت آمد . قدرى صحبت اوضاع . بعد ايشان رفته . بعد ناهار . دو به
هامش
( 1 ) . پارچه چلوار ، طومار .