تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1653

مساهمون:

ص١٦٥٣
غروب بيرون آمده به خانهء نظميه رفته ، الموتى ، فرخى ، پهلوى ، عين و تيگران آمده ، خيلى صحبت و كاغذ رئيس الوزرا كه جواب من در خصوص رد و تنقيد لرد كرزن ، كه بدهيد بياورند ، و اگر ضرر نباشد اجازه طبع دهم ، خواندم . ساعت يك از شب بلند شده به خانه آمدم ، شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه 26 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى و شير ، مشغول تحرير . جعفر قلى خان آمد ، قدرى صحبت و منتظر آمدن حاج پيشنماز شده بود كه وعدهء آمدن كرده بود و نيامد ، او هم رفت . بعد ناهار . بعد اعتماد حضور آمد . قدرى صحبت و استخاره نموده ، رفت . من هم مشغول كاغذها و تحرير . بعد بيرون آمده شبانه به خانه حاج محمد آقا رفته كه مطالبه حساب بزها كه به ده فرستاده بودم ، نبود . به خانهء حاج صادق بانكى رفته ، خيلى خوشحال و به اصرار مرا به رشته‌پلو [ ى ] خوبى و چايى رشت و دو ساعتى صحبت . بعد بلند شده ، پنج يا كمتر از شب به خانه رسيده . ساعت پنج ديدم دو سه گلوله كانه پشت يخچال و دم خيابان در نمودند ، نفهميدم چه بود . بعد خوابيديم . هوا هم ملايم بود .

تغيّر ديكسون

چهارشنبه 27 ربيع الاول . - صبح بعد از شير و چايى ، هوا هم قدرى ابر و ملايم . ناهار ، چايى . بعد بيرون آمده به خانهء ناصر الدوله رفته قدرى صحبت و چايى . گفت رؤساى قزاقخانه و يك كميسيون از وزارت جنگ و سردار همايون در قزاقخانه مشغول رسيدگى به حساب‌هاى قزاقخانه بودند . بغتتا ديكسن وارد شده و فحش به آن‌ها مىدهد كه ايرانىها همه دزد پدرسوخته ، بلند شويد برويد . بعد من بلند شده به نظميه براى گرفتن سماور و سينى مسروقه رفتم . منصور همايون قوم مشكوة درب محبس بود . گفت مرا محبوسين و مشكوة احضار . من چون استخاره ملاقات آن‌ها را كرده بودم بد آمده بود نرفتم . گفت اردبيلى ، افجه‌اى ، پرويز و يكانى منزل من و منتظر هستند شما هم براى امر محبوسين بيائيد . او رفت محبس . بعد باهم به خانه‌اش رفتيم .