اعتصاب لندن و هنگامهء رشت كه به دست دولتيان و انگليسىها بلشويكها را وارد رشت و رو به منجيل و پس كشيدن انگليسها و ندادن پول به دولت و استعفاى مشير الدوله امروز كه يا مردم و شاه به او بگويند معاهده را امضا نما و با منت گذاشتن به مردم امضا نمايد يا ملت بيچاره را دچار حوادث نمايد ؛ از اعتصاب ادارات و نظميه و قزاق و شهريهبخورها و تحريك اشرار و مفسدين .
بالاخره خيلى متألم بوديم . امروز هم شقى ابن شقى و دعى ابن دعى موسوم به حسن مشير الدوله استعفا نمود و شاه به او گفته كه تا تعيين رئيس الوزرا بايد شما باشيد ، او هم قبول كرده . بعد آقاى استرآبادى رفت . من هم بيرون آمده ، مردم در اضطراب از عمليات و نقشهسازى مشير الدوله كه ايرانىها ملجا به قبول معاهده بشوند و استعفاى خودش ، امروز .
بعد به خانه آمده ، مشغول ناهار شده ، ناصر الدوله آمد . يك نيمرو هم براى او اضافه نان ، پنير ، رب انار و جعفرى . بعد چايى . بعد از صحبتها كه كابينهء امروز توى كابينه مدفوعوار سقوط يافت . بعد ناصر الدوله رفت . من هم بعد از چايى بيرون آمده ، امير بهادر در خانهاش مرا تو برده ، سيگارى كشيدم و از آنجا داس شكسته را به استاد ولى كالسكهساز دادم كه درست نمايد . بعد به خانهء حاج محمد آقاى تاجر روضه رفته ، غروب بيرون آمده به خانهء وقار السلطنه رفته ، نبود . از آنجا به خانهء آقا ميرزا احمد خان منشىباشى شيرازى رفته ، دو نفرى هم آنجا بودند . ساعتى صحبت و قهوه خورده ، بيرون آمدم .
كابينهء سپهدار
سر بازار آقاى طباطبايى همدانى با آقاى افضل الدوله و آقا رضا همدانى رسيده ، بعد از مدتى صحبت تغيير كابينه و تعيين سپهدار به رياست وزرا و سخت شدن اوضاع به مردم براى تضييق كه معاهده به امضا برسد كه مشير الدوله عليه الهاويه « 1 » تحريك ملت را عليه بلشويكها در طهران فراهم نمود و بلشويكها را به حمله به رشت و سمت منجيل نسبت به قشون قزاق و ملتىها برگماشت و از اين طرف احتياج دواير و شهريهبخورها و كسور
هامش
( 1 ) . كه جهنم جايگاه او باد .