با جنايات ، آدمكشىها و چپاولگرى و كاغذسازىهاى فوقالعاده كه املاك دولتى و غيره مردم را علما و متنفذين مازندران برده ، بر من معلوم شد . اين بود دو مهمان شدن من به ظهير الملك . بعد من به خانه آمده ، عين الممالك هم به خانهاش رفت . شام با همشيره و بتول و احمد آبگوشت خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
سهشنبه 13 صفر . - صبح بعد از چايى ، ميرزا خداداد خان همسايه آمد ، قدرى صحبت چه بايد كرد و با اين اوضاع حيرتآور همه را متحير كرده . بعد او رفت . من هم بيرون آمده به ادارهء مرآت الممالك [ رفته ] نبود . از آنجا مقارن ظهر به خانهء فرخى برحسب وعده رفته ، ميرزا على خان يزدى هم آنجا بود . بعد حاج افتخار با حاج ميرزا على يزدى ، الموتى و بعد احمد آمده ، ناهار آبگوشت ، انگور ، پنير ، سبزى ، ماست و بعد چايى خورده ، مشغول صحبت بوديم ، عين الممالك ، بعد آقا ضياء الدين آمده ، دو به غروب بلند شده ، من ، عين و الموتى تا توپخانه ، بعد آنها رفته ، من هم به خانهء پهلوى رفته ، با احمد كه محاكمه با پهلوى داشت حكم شد . احمد اعتراضات خود را نمود پهلوى دفاع نمود و اعتراضات احمد را من به دفاع پهلوى ، حكم برد نمودم . اما احمد هم مشتبه شده بود و پهلوى حق به جانب احمد مىداد كه حق اشتباه را داشته .
مختصرى از اوضاع
بعد با احمد بلند شده ، من به خانه سالار معتمد كه جواب مرا در خصوص اجازهء طبع مقاله خواسته بودم رفته ، دندانش درد [ مىكرد ] و بسترى بود . هندوانه خورده ، قرار شد فردا به وثوق السلطنه داده ، جواب بگيرد . بعد بلند شده به خانه آمده شام خورده مرآت الممالك آمد . صحبت هنگامهء رشت و مغلوب شدن قشون دولتى و تلفات قزاقها و توى كابينه افتادن كابينه و نداشتن مهمات و آدم و لاينقطع دهاتىها را آوردن و مسلح نمودن آنها و به كشتن روانه كردن آنها . بعد صحبت اعزاز السلطنه از طرف مستوفى . تا ساعت سه و نيم از شب صحبت بعد ايشان رفته ، خوابيديم .
استعفاى مشير الدوله يا تدارك قبولاندن قرارداد
چهارشنبه 14 صفر . - صبح بعد از چايى حاج شيخ محمد حسين استرآبادى آمد ، دو ساعتى صحبت از خيال رفتن به استرآباد و مانع شدن مشير الدوله و صحبت