تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1623

مساهمون:

ص١٦٢٣
ولايات به پول و ندادن انگليس‌ها و تحريك اشرار و ناامنى طرق ، حرج و تضييق بر عموم مىنمايد كه ملت خودش به تنگ آمده ، تقاضاى امضاى معاهده و اسارت به انگليس را اقبال نمايد و نيز گفته شد كه استاروسلسكى را مستعفى نموده و رياست با ديكسن خواهد بود و سپهدار هم رئيس الوزرا شد . بعد آقا رضا به اصرار همه ما را برد به خانه‌اش . خربزه و كاكائو خورده ساعت سه بلند شده با طباطبايى رو به خانه . بعد من به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه 15 صفر . - صبح بعد از چايى به خانه فطن الملك رفته ، گفت ديروز به واسطهء استعفاى مشير الدوله و سخت گرفتن انگليس كه يا معاهده [ را ] امضا ، يا ديگر پول نمىدهيم و قطع روابط [ خواهيم كرد ] . از اين جهت بانك حواله ما را رد نمود ، چهارصد تومان پول جنس گندم سالور شما ديروز نشد ، بعد مگر فكرى شود . خداوندا اين چه وضعى است ؟ سايرين پول مفت چپاول را سال‌ها و ماه‌ها مىگيرند ، به من پول گندم خود را كه دولت به زور گرفته نبايد بدهند ؟ ! بعد قرار شد فردا به فطن من نگاهى بنمايم . بلند شده به خانه آمدم .

نگرانى از عواقب هرج‌ومرج

مجددا بازار آمده ، مردم در همهمه كه مشير الدوله اين چه جنايتى بود كه زمينهء امضاى معاهده را چنان فراهم از آوردن بلشويكى و سخت‌گيرى انگليس در اين موقع و مقدمات هرج‌ومرج درست نمود و حالا استعفا داد كه عامه ملت از شدت اغتشاش متوسل شوند كه امضا شود . آن‌وقت كابينه با هزاران ناز و غمزه منت [ بر ] سر مردم بگذارد و امضا نمايد و بگويد من راضى به امضا نبودم و شما ملت مرا وادار كرديد . بعد در بازار كرباس رنگ‌شده را از كاكا گرفته ، بادمجان و گوشت خريده به خانه آمدم . ناهار خورده ، بعد چايى . غروب برحسب استخاره به خانهء وقار السلطنه رفته ، استرآبادى ، حاج ناظم كرمانى ، آقا مرتضى و امير مؤيد بودند . مشغول صحبت كه به مشير الدوله انگليس گفته كه يا معاهده را امضا يا به مباشر و به سفير ما بده . مشير الدوله هم گفته كه امضا نمىكنم و استعفا نموده . من گفتم همين زمينه را مشير الدوله خودش تهيه نمود كه هر كابينه بيايد ناچار از امضا باشد .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1623 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا